معمولاً القاب، ویژگی هاى نیک و بد آدمى را مشخص مى سازد و هر کس را بر اساس خصوصیتى که دارد لقبى مى دهند. ابوالفضل را نیز به سبب داشتن صفات والا و گرایش هاى عمیق اسلامى، لقب هایى داده اند وقتی به القاب زیبای حضرت عباس می ‏نگریم، آنها را همچون آیینه ‏ای می‏ یابیم که هرکدام، جلوه ‏ای از روح زیبا و فضایل حضرت را نشان می‏دهد. القاب حضرت عباس، برخی در زمان حیاتش هم شهرت یافته بود، برخی بعدها بر او گفته شد و هر کدام مدال افتخار و عنوان فضیلتی است جاودانه .

1- قمر بنى هاشم:

حضرت عباس با رخسار نیکو و تلألو چهره، یکى از آیات کمال و جمال به شمار مى‏رفت در حقیقت نه تنها قمر خاندان گرامى علوى بود، بلکه قمرى درخشان در جهان اسلام به شمار مى‏رفت که بر راه شهادت پرتو افشانى مى‏کرد و مقاصد آن ‌را براى همه مسلمانان آشکار می‌کرد.

در مورد شمايل آن حضرت، ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبين گفته: مردى خوش سیما، خوش صورت و خوش قیافه بود و چون سوار بر اسب مى شد پاهایش از کثرت بلند بودن به زمین مى رسید و به همین سبب او را "قمر بنی هاشم" می گفتند. زیبایی ایشان آنچنان بود که هنگامی که در کوچه ها قدم می گذاشت مردم برای تماشایش از هم سبقت می گرفتند. جمال و هیئت او به اندازه اى بود که هر گاه دست به دست على اکبر داده و در کوچه مدینه عبور مى کردند، زن و مرد کوچه براى زیارت جمال آن دو جوان از هم سبقت مى گرفتند.کسی که چهار خصلت از بلندای اندام وگردن و بازو و قدم را دارا باشد بطوله میگویند و چون حضرت عباس این چهار خصلت راداشت او را بطوله عرب می نامیدند.


من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور ازین بی خبری رنج مبر هیچ مگو


2- باب الحوائج:

که بر اثر بروز کرامات و قضاى حاجات متوسلین به او به این لقب مشهور گردید. باب الحوائج، لقب شهرت دو تن از خاندان بنى هاشم (ع) است:

الف: حضرت امام ابوالحسن موسى بن جعفر علیه السلام، امام هفتم شیعیان جهان، که آستانه ایشان از همان آغاز مورد توجه خاصه و عامه بوده است، به گونه اى که کسى چون محمدبن ادریس شافعى - پیشواى شافعیان – مرقد مطهر آن حضرت را تریاق القلوب یعنى داورى امراض روحى و قلبى خوانده است.

ب: حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، یکى از مشهورترین القاب فرزند شهید امیرالمؤ منین على علیه السلام نیز باب الحوائج است.

میراب آب بود و لب تشنه جان سپرد

می خواست آب کوثرش اندر گلو کنند

بی دست ماند و داد خدا دست خود به او

آنان که منکرند بگو روبرو کنند

گر دست او نه دست خدائی است پس چرا

از شاه تا گدا همه رو سوی او کنند

درگاه او چو قبله ی ارباب حاجت است

باب الحوائجش همه جا گفتگو کنند

شیعه و سنى از نقاط گوناگون جهان به زیارت ان حضرت مى شتابند و استجابت دعا در تحت قبه آن بزرگوار، کراراً به تجربه ثابت شده است نه تنها از مسلمانان بلکه روایاتی متعددی از افراد مسیحی و یهودی و زردشتی و ... در باب کرامات آن حضرت نقل شده است.
3- طیار:

از دیگر القاب حضرت ابوالفضل علیه السلام طیار است، یعنى پرواز کننده در فضاى عالم قدس و درجات و مقامات بهشت.. چون همانند عمویش جعفر طیّار به جای دو دستی که از پیکرش جدا شد، دو بال به او داده شده تا با فرشتگان پرواز کند.

4- اطلس:

ظاهرا یکى از معانى اطلس شجاعت و چابکی است و چون آن حضرت شجاع بوده و از کثرت شجاعت، صفوف دشمنان را شکافته، به وى اطلس مى گفتند. معین می گوید: اطلس نام رب النوع قدرت می باشد چون حضرت صف های دشمنان را می شکافت یا اینکه بر زشتی های دشمن جسور بوده این لقب را به او داده اند.

مرد افکن لشکرشکن خصم برانداز

سرپنجه و تیغ شر افشان ابوالفضل

سرهای سلحشور یلان از دم شمشیر

غلتان شده چون گوی به چوگان ابوالفضل

در معرکه جنگ بُدی حیدر ثانی

شد چشم فلک خیره ز جولان ابوالفضل

5- الشهید:

لقب دیگر آن جناب شهید است که در کتب انساب ذکر شده است. امام سجاد (ع) وقتی که روز 13 محرم سال 61 همراه بنی اسد کنار پیکر مطهر عباس (ع) آمد تا آن را به خاک بسپارد خطاب به او فرمود: ای شهید مخلص راه خدا، سلام من بر تو باد. لازم به ذکر است حضرت عباس مقامش از تمامی شهدا چه در کربلا و چه در صدر اسلام بالاتر است امام سجاد (ع) فرموده اند: او در قیامت دارای مقامی است که همه شهیدان بر مقام او غبطه می خورند.

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق

در روز حشر رتبه ی او آرزو کنند

عباس نامدار که شاهان روزگار

از خاک کوی او طلب آبرو کنند

6- العبد الصالح:

از دیگر القاب آن جناب، عبدالصالح است، چنانکه در زیارت او مى خوانیم ... السلام علیک ایها العبدالصالح المطیع لله و لرسوله الخ. عالیترین مرتبه یک انسان کامل همین است که به درجه و مرتبه ای برسد که بتوان او را بنده صالح نامید و چنانکه می دانیم یکی از القاب امام هفتم (ع) نیز العبد الصالح است و شیعیان در مقام تقیه حضرتش را به این لقب یاد می کردند. چه خوب است نمازگزاران توجه داشته باشند که وقتی سلام آخر نماز را می دهند و می گویند: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین، سلام برآن حضرت هم می دهند در هر کجا که باشند .

7- السقاء:

از بزرگترین و بهترین القاب حضرت که بیش از دیگر القاب مورد علاقه‏اش بود، سقا است. پس از بستن راه آب‌رسانى به تشنگان اهل بیت (ع) به وسیله نیروهاى فرزند مرجانه، جهت از پا درآوردن فرزندان رسول خدا‌ (ص) قهرمان اسلام بارها صفوف دشمن را شکافت و خود را به فرات رساند و تشنگان اهل بیت (ع) و اصحاب امام را سیراب کرد. لقب مزبور در کتاب انساب و مقاتل بسیار دیده شده است.

8- باب الحسین:

پیامبر (ص) در شأن علی (ع) فرمودند: من شهر علم هستم و علی (ع) در آن شهر است کسی که خواهان ورود به این شهر است باید از در آن وارد شود. حضرت عباس (ع) فرزند علی (ع) نیز در حیات و ممات دربان و پیشکار امام حسین (ع) بود. مرحوم علامه طباطبایى صاحب تفسیرالمیزان فرموده اند که مرحوم سیدالسالکین و برهان العارفین آقاى سید على قاضى قدس السره الشریف فرموده است: در حین کشف بر من روشن و آشکار شد که مظهر رحمت کلیه الهیه در عالم هستى وجود مقدس حضرت سیدالشهدا ابى عبدالله الحسین (ع) است، و باب آن حضرت و پیشکارش سقاى کربلا، سر حلقه ارباب وفا و باب الحوائج ابوالفضل العباس صلوات الله و سلامه علیه است.

در منتخب تواریخ در مورد نام حضرت عباس آمده: «نام قمر بنی هاشم عباس است و به حساب ابجد می شود 133 و کلمه باب حسین هم به شماره حساب ابجد 133 است و یکی از ختم های تجربه شده این است که کسی که حاجتی دارد 133 مرتبه به عدد نام عباس بخواند:

«یا کاشِفَ الکَرب عَن وَجه الحسین اِکِشِف کَربی بِحقِ اخیکَ الحسین علیه السلام»

حاجتش برآورده شود ان شاء الله.

با یاد ابوالفضل غم از دل برآید

هر درد شود چاره ز درمان ابوالفضل


9- سپهسالار:

لقب سپهسالار به بزرگترین شخصیت فرماندهى و ستاد نظام داده مى شود و آن حضرت را نیز، به سبب انکه فرماندهى نیروهاى امام حسین علیه السلام در روز عاشورا و رهبرى نظامى سپاه ایشان را بر عهده داشت، سپهسالار نامیده اند .

10-حامى الظعیفه:

از القاب مشهور حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام حامى الظعیفه به معنى حامى بانوان است. به دلیل نقش حساسى که حضرت عباس در حمایت بانوان حرم اهل بیت نبوت بر عهده داشت، این لقب به ایشان داده شده است. آن حضرت تمام تلاش خود را صرف رسیدگى و رعایت حال بانوان اهل بیت نمود و مسئولیت فرود آوردن از هودج ها یا سوار کردن به آنها را بر عهده داشت و در طول سفر کربلا این وظیفه دشوار را به خوبى انجام داد.

11- المستجار (پناهگاه):

از القاب دیگر حضرت مستجار است. مستجار به کسی گویند که در مشکلات به او پناهنده می شوند شیخ محمد رضا ازرى در شان و مقام عباس (ع) قصیده ای سرود که شعر این قصیده در منتخب التواریخ ص 260 ذکر شده وی زمانى که در قصیده خود این مصرع را گفت: یوما بوالفضل استجار به الهدى (روز عاشورا روزی است که حسین (ع) مخزن هدایت به عباس(ع) پناه برد) صحت آن را در نظر بعید شمرده و با خود گفت که شاید مقبول حضور امام حسین علیه السلام نباشد؛ لذا بیت را تمام نکرد شب در عالم رؤیا دید که حضرت امام حسین (ع) به او مى فرماید: آنچه گفته اى صحیح است، من به برادرم ابوالفضل العباس علیه السلام پناهنده شدم و آنگاه مصرع باقى را خود حضرت فرمود:

و الشمس من کدر العجاج لثامها یعنی در آن هنگام به عباس پناه بردم که بر اثر حمله ها و درگیری ها وگرد وغبار، بین زمین و آسمان تیره و تار شده بود به طوریکه نقاب گرد و غبار جلو نور خورشید را گرفته بود و هواراتاریک نموده بود.

یادم ز وفای اشجع الناس آید

وز چشم ترم سوده الماس آید

آید به جهان گر حسین دیگری

هیهات برادری چو عباس آید


12- قهرمان علقمى (علقمه):

علقمى نام رودى است که حضرت در کنار آن به شهادت رسید. آن رودخانه به وسیله صفوف به هم فشرده سپاه ابن زیاد محافظت مى شد تا کسى از یاران حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را یاراى دستیابى به آب نباشد و همراهان امام و اهل بیت ایشان تشنه بمانند. حضرت عباس علیه السلام با عزم نیرومند و صلابت بى نظیر خود توانست بارها به نگهبانان پلید علقمى حمله کند و آنان را در هم شکسته و متوارى سازد، و پس از برداشتن آب سر بلند به خیمه ها بازگردد. در آخرین دفعه نیز حضرت در کنار همین رود ناجوانمردانه به شهادت رسید، لذا او را قهرمان علقمى لقب دادند. لازم به ذکر است که نهر علقمه از شط فرات سرچشمه گرفته و انشعاب پیداکرده و از کنار مدفن ایشان می گذرد.

از ساغر ماه باده نوشید و گذشت

بر تن زره از ستاره پوشید و گذشت

بی دست کنار شط خونین فرات

خورشید صفت به شب خورشید و گذشت


13- پرچمدار(علمدار):

از القاب مشهور حضرت، پرچمدار و حامل اللواء است، زیرا ایشان ارزنده ترین پرچم ها، پرچم سرور آزادگان امام حسین (ع)، را در دست داشتند. حضرت به دلیل دیدن توانایی هاى نظامى فوق العاده در برادر خود، از میان یاران شجاع خویش پرچم را تنها به ایشان سپردند و از میان اهل بیت (ع) و اصحاب، او را نامزد این مقام کردند؛ زیرا در آن هنگام سپردن پرچم سپاه از بزرگ‌ترین مقام‌هاى حساس به شمار مى‏رفت و تنها دلاوران و کارآمدان، بدین امتیاز مفتخر مى‏گشتند. حضرت عباس(ع) نیز پرچم را با دستانى پولادین برفراز سر برادر بزرگوارش به اهتزاز درآورد و از هنگام خروج از مدینه تا کربلا همچنان در دست داشت. پرچم از دست حضرت به زمین نیفتاد مگر پس از آن‌که دو دست خود را فدا کرد و در کنار رود علقمه به خاک افتاد.

درتاریخ نقل کرده اند: پرچم حضرت اباالفضل (ع) را با اموال غارت شده به شام بردند یزید وقتی نظرش به پرچم افتاد با دقت نگاهی کرد و در فکر فرو رفت و سه بار از روی تعجب برخواست و نشست سئوال کردند: ا ی یزید چه شده اینگونه شگفت زده شدی یزید درجواب گفت: این پرچم در کربلا دست چه کسی بوده؟

گفتند به دست برادر حسین (ع)، که نامش عباس بود. یزید گفت: تعجبم از شجاعت عجیب این پرچمدار است. خوب به این پرچم بنگرید می بینیدکه تمام قسمت های آن از پارچه گرفته تا چوب آن بر اثر تیرها و سلاح های دیگر که به آن رسیده آسیب دیده است جز دستگیره آن و این موضع که کاملا سالم مانده حاکی از آن است که تیرها به دست پرچمدار اصابت کرده ولی او پرچم را رها نکرده است و تا آخرین توان خود پرچم را نگه داشته است و تنها وقتی که آخرین رمق خویش را از دست داده پرچم از دستش افتاده است و یا با دست او با هم افتاده است و لذا دستگیره پرچم اینگونه سالم مانده است.

14- کبش الکتیبه:

یعنی قوچ گله که جلو گوسفند حرکت می کند ولیکن به طور مجاز به کسی که جلو لشکر با شجاعت حرکت کند نیز گفته میشود، فیروز آبادی می گوید مقصود سید قوم و قائد آنها است، و این لفظ به افراد زیادی گفته شده این لقبى است که به بالاترین رده فرماندهى سپاه به سبب حسن تدبیر و دلاورى که از خود نشان مى‏دهد و نیروهاى تحت امر خود را حفظ مى‏کند، داده مى‏شود. این نشان دلیرى، به دلیل رشادت بى‏مانند حضرت عباس(ع) در روز عاشورا و حمایت بى‏دریغ از لشکر امام حسین(ع) به او داده شده است. ابوالفضل در این روز، نیرویى کوبنده در سپاه برادر و صاعقه‏اى هولناک بر دشمنان اسلام و پیروان باطل بود .

فاضل دربندی و شیخ کربلایی گویند وقتی امام حسین (ع) خم شد که اباالفضل را به خیام برساند، حضرت عباس (ع) چشمان مبارکشان را باز کردند و نگاهی به برادر انداختند و عرض کردند: برادر به حق جدت رسول خدا مرا به خیمه ها مبر، زیرا وعده آب به سکینه دادم برای او آب نبردم خجالت می کشم و دیگر اینکه من کبشه کتیبه شما هستم، وقتی اصحاب شما مرا کشته ببینند شاید عزم آنها سست شود حضرت فرمودند: خدابه شما جزای خیر دهد درحال زندگی و مرگ حمایت برادرت کردی.

15- المستعجل:

المستعجل از القابی است که بین مردم شایع است. المستعجل یعنی هرکه به او و اهلش متوسل شود به سرعت اجابت فرماید و وجدان و تجربه بهترین گواه این امر است.

16- المضهضب:

این لقب بین مردم معروف است و به معنای شدت دهنده است و این کنایه است از اینکه تجاوز کننده به حقوق حضرت و کسی که به جرات به ایشان قسم دروغ می خورد و یا ایشان را ا نکار کند، زود به جزای عملش می رساند.

17- الواقی (نگهبان):

خصلت دیگر عباس (ع) نگهبانی و پاسداری محکم و پرتلاش او از امام حق بود از این رو امام هادی (ع) در زیارت ناحیه او را نگهبان و پاسدار خوانده پاسداری که با اخلاص تمام به نگهبانی حق پرداخت تا حدی که با بودن او، دشمنان خواب و استراحت نداشتند و اهل بیت امام حسین (ع) خود را در پناه کوهی استوار می دیدند.

پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: نگهبانی و پاسداری یک شب در راه خداوند متعال، از عبادت هزار شب که انسان روزش را روزه بگیرد بهتر است .

در کشور دل امیر امید تویی

مشعل کش جیش شیر توحید تویی

مانند سهیل سرخ در باغ فلق

بر شب زدگان سفیر خورشید تویی

18- الساعی (تلاشگر):

از لقب های عباس (ع) که در زیارت ناحیه امام هادی (ع) آمده است لقب ساعی است یعنی او نهایت سعی و تلاش را برای تحقق نهضت امام حسین (ع) نمود امام صادق (ع) خطاب به او می فرمایند: گواهی می دهم که تو در راه دین و دفاع از امام برحق، هیچگونه سستی و توقف نکردی.

تلاش او به جایی رسید که وقتی دست راستش را قطع کردند چنین رجز خواند: سوگند به خدا اگر دست راستم را قطع نمودید من بدون درنگ تا جان در بدن دارم از دینم و از حریم امام راستگو و راستین فرزند پیامبر (ص) پاک و امین حمایت می کنم.

19- الضیغم:

گاهی عباس را ضیغم و گاهی ضرغام که هر دو معنی شیر ژیان و چابک است می خواندند همانگونه که حضرت حمزه عموی پدرش شیر خدا و شیر رسول خدا بود و همان گونه که پدرش علی (ع) اسدالله الغالب شیر غالب و چابک خدا بود و او نیز این خصلت را از آنان به ارث برده بود.

20- الفادی:

حضرت عباس (ع) به راستی فداکاری را به آخرین حد و مرز خود رسانید خود و برادران خود و هستی خود و حتی دو پسر خود را فدای دین و امام حسین (ع) و آرمان آن حضرت کرد.

21- صدیق:

در زیارت حضرت عباس (ع) درروز عید فطر و قربان آمده: سلام بر تو ای بنده صالح و راستین و فداکار. واژه صدیق به اصطلاح ادبی مبالغه در صدق و صداقت است این لقب برای عباس (ع) بیانگر خلوص وراستی و درستی اوست.

22-مواسی:

از لقب های دیگر اوست و اشاره به مواسات و از خود گذشتگی و فدا شدن او در راه برادرش امام حسین(ع) دارد حضرت عباس (ع) را امام زمان (عج) در زیارت ناحیه، با لقب مواسی خوانده است. امام حسین در هنگام شهادت برادر فرمودند: ابوالفضل همان کسی است که حسین را اینک یاری کرده و با او با مواسات رفتار کرده و هیچ خوف و بیمی او را از تصمیم و اراده خود باز نداشت و جان خود را با لب تشنه برای حسین (ع) فداکرد.

23- یکی دیگر از لقب های او "رئیس عسکر الحسین" است، فرمانده سپاه حسین(ع) .

24- از دیگر لقب هایی که برای عباس (ع) ذکر کرده اند المصفی است.

دانستنی ها

راز ماناییآنچه در عاشورا اتفاق افتادتحول ‌پذیری
مرگنیروی عادتالقاب آقا صاحب الزمان
سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور