شام غریبان

شام غریبان


خورشید سر برهنه به نیزه سوار بود/
با اختران خود همه در شام تار بود
این کهکشان که نور دهد کاروان شام/
سرها جدا ز پیکر هر گلعذار بود

شب بود و اهل پیمبر به سوی شام/
اندر کجاوه خواهر نیلی نگار بود
آمد صدای قاری قرآن ز نیزه ها/
زینب شنید و دید سر شهسوار بود
طفل یتیم چونکه به نیزه نظاره کرد/
راس پدر بدید به غم او دچار بود
لب تشنگان دامن آتش گرفته ها/
هریک نظر به سوی سما اشک بار بود
کشتند یادگار رسول خدا به دهر/
آمد به خیمه اسب ولی بی سوار بود
یکجا فغان و شیون اهل حرم بلند/
زینب یگانه رهبر آن کارزار بود
می سوخت خیمه ها از جفاهای کوفیان/
آتش گرفته دامن طفل در فرار بود
بیمار کربلا که در آتش فتاده بود/
از تاب درد در عطش اضطرار بود
اهل حرم در آتش و تاراج دشمنان/
طفلان به پای خار مغیلان دچار بود
دشمن به شهر کوفه و شام در سرور بود/
آنگه که اهل بیت حسین داغدار بود

بازگشت به محرم نامه


تعداد بازدیدکنندگان:3438
تاریخ بارگذاری:1392/8/24

کلمات کلیدی

4