جهل و یقین

جهل و یقین

جهل: خالی بودن نفس از علم و دانایی است و رذیله است. جهل در ابتدا به ساکن به خودی خود مذموم نیست بلکه باقی بودن بر آن از رذایل است و دفع آن لازم است.
جهل در واقع نقطه افتراق بین انسان و حیوان است. باید در قبح آن تعمق نمود و حکم عقل به اینکه جاهل در حقیقت انسان نیست. حکمت حد اعتدال این دو جنس است یعنی عالم به حقایق اشیاء و درک صفات و نعمات و کمالات است.

جهل مرکب و بسیط:
 

جهل دو نوع است:
 
جهل بسیط:
 یعنی کسی که خالی از علم است و بداند که نمی داند یعنی جاهل از جهل خویش آگاه است ولی ادعایی ندارد (مانند افراد بی سواد).  این ابتدا به ساکن مذموم نیست اما باقی ماندن در آن خطرناک است وظیفه ما تأمل در فبح جهل است حکمت حد اعتدال بین این دو است.
جهل مرکب: آن است که نداند که نداند که نداند. فرد نه تنها نمی داند بلکه ادعای دانش هم می کند.
رذیله بسیار بدی است و بسیار سخت دفع می شود. مانند بسیاری از اعتقادات جاهلانه یکی از راه های از بردن این صفت مذموم حل کردن مسایل ریاضی است (علوم ریاضی، هندسه  و حساب)
متألآت قوه عاقله شک و حیرت است یعنی عاجز بودن نفس از تحقیق در مورد حق و باطل و در مطالب تعارض عدله به وجود می آید.
علاج آن تحقیق و درک این مقوله که اجتماع نفیضین از محالات است می باشد. بررسی کامل ادله مناسب و دریافت حقیقت مناسب موضوع می باشد. از درمان های دیگر مواظبت بر عبادات و طاعات، قرائت قرآن و تضرع و زاری می باشد.
از اعتقاد ثابت به یقین می رسیم.
حدیثی از رسول الله (ص): الیقین ایمان کله: همه ایمان یقین است
عمل اندک با یقین نزد خدا بهتر است از عمل بسیار بدون یقین

علامات یقین:
در امور خود به غیر پروردگار توکل نکنند و مقاصد خود را از غیر او مجوئید و در هیچ امری خود و دیگران را منشأء اثر نداند. همه امور را وابسته به ذات مقدس او بدانید و همه اموال را منسوب به وجود اقدس او دانیم. آنچه مقدر است از او خواهد رسید (هر چه بزرگتر می شوید کوچکتر جلوه می کنید).
بر روی زره امیر المؤمنین (ع) نوشته بود (طبق روایتی که ابن شهر آشوب گفته است) در کدام یک از دو روز از مرگ بگریزم روزی که در آن مقدر نیست یا روزی که مرگم مقدر گشته است. روزی که مرگم فرا رسیده باشد گریز و پنهان شدن از مرگ سودی ندارد.
فرد دارای یقین فرقی به فقر و ثروت، مرض و صحت، ذلت و عزت نخواهد داد. در همه اوقات و حالات در نهایت ذلت در خدمت پروردگار بوده و روز و شب مشغول به جا آوردن خدمت او باشد. این منجر به مستجاب الدعوه شدن و صاحب کرامات شدن می شود. خود را از علایق دنیوی مبری کردن تا برای شهود حقایق آماده شویم.

علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین:
یقینی که با روش علمی و استدلال و برهان حادث می شود علم الیقین است. عین الیقین به مرحله شهود رسیدن است که عالم به مشاهده معلوم نائل آمده باشد. حق الیقین یعنی یقینی که در اثر لمس کردن معلوم به دست آمده باشد و عالی ترین درجه یقین است.
مثال عملیاتی برای درک این مفاهیم:
دود و آتش علم الیقین است دیدن شعله آتش عین الیقین و دست زدن به آتش و سوختن حق الیقین می باشد. شرک از صفات رذیله است شرک یعنی برای خدا شریک قائل شدن و به عبارتی شرک به معنای این است که آدمی غیر از خدا دیگری را هم منشأ اثر داند اگر به این عقیده او را بندگی کند به آن شرک جلی می گویند اگر او را اطاعت کند درچیزی که رضای خدا در آن نیست به آن شرک خفی می گویند شرک در اطاعت.
شرک عذاب الهی را به دنبال دارد. ضد شرک توحید است توحید در ذات یعنی منزه دانستن خداوند از ترکیبات خارجی. توحید در وجوب وجود است آنکس که وجود ضروری و لازم است و این منحصر به خداوند است.
غیر از خدا هیچ احدی منشأ اثر نیست مبدا هر فعلی مثل خلق کردن
رزق دست هیچ کس نیست و از هیچ کانالی بسته نمی شود
غنا و فقر و مرض و صحت هم همینطور می باشد. ذلت، عزت حیات و موت و غیر از اینها همه به لطف و کرم خداوند است.

تعداد بازدیدکنندگان:1374
تاریخ بارگذاری:1392/7/10
10


دانستنی ها

راز ماناییآنچه در عاشورا اتفاق افتادتحول ‌پذیری
مرگنیروی عادتالقاب آقا صاحب الزمان
سوره یسشمع و آینهنوروز مبارک
زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور