طب اسلامی

هوالله الربی
گردآورنده: خدیجه رزاقی

1) امور طبیعیه اموری هستند که بنیاد بدن انسان بر آنها قائم است.که عبارتنداز:
الف) ارکان      ب) امزجه     ت) اعضا    ث) ارواح    ج) قوا   د) افعال
2)ارکان: اجسام بسیطی هستند که در وجود انسان، حیوان، نبات و جماد یافت می شوند که عبارتنداز:
الف) آتش: مزاج آن گرم و خشک است.
ب) هوا: با مزاج گرم و تر 
پ) خاک: مزاج سرد و خشک
ت) آب: مزاج سرد و تر
3)امزجه: حالتی است که بعد از فعل و انفعال ارکان به وجود می آید.
4)مزاج به دو قسمت تقسیم می شود: مزاج حقیقی- مزاج فرضی
5)مزاج حقیقی: مساوی بودن همه کیفیات 4گانه در یک مزاج است که از لحاظ عقلی ناممکن است.
6)مزاج معتدل: فرض یک مزاج فرضی و غیرحقیقی را می گویند.
7)مزاج فرضی: مزاجی که مطابق ضرورت، به موالید ثلاثه ( حیوانات، نباتات و جمادات) اعطا می شود. یعنی چیزی که در آن مزاج گرم لازم است به آن حرارت اعطا می شود و برعکس.
8)مزاج انسان به مزاج معتدل حقیقی فرضی خیلی نزدیک است (به همین دلیل اشرف مخلوقات است)
9)مزاج فرضی غیرمعتدل مزاجی اسست که از اعتدال خارج باشد: مفرد- مرکب
الف) مفرده: گرم، تر، خشک ، سرد
مرکبه: گرم و خشک، گرم و تر، سرد وخشک، سرد و تر
مزاج از لحاظ سن:
10)جوانان: نزدیک ترین مزاج به اعتدال


 

11)در اطفال حرارت با بزرگسالان مساوی است.
12)اطفال رطوبت زیادی دارند به همین دلیل در کودکان ملایم و در بزرگسالان شدید است.
13)افراد مسن: سرد و خشک
مزاج اعضا
14)معتدل ترین عضو، سرانگشت شهادت است.
15)بعد از سرانگشت شهادت، کف دست، بعد از آن پوست پشت دست و بعد از آن پوست کل بدن است.
16)گرم ترین اعضا: قلب>کبد>گوشت
17)سردترین اعضا: استخوان>نخاع>رباط>عصب>مغز
18)خشک ترین اعضا: مو>استخوان>رباط>اعصاب
19)مرطوب ترین اعضا: چربی رقیق>گوشت نرم>مغز>نخاع

اخلاط:
20)مواد سیال و مرطوب هستند که بعد از هضم ایجاد می شوند.
21)اخلاط 4 نوع هستند: الف)خون    ب)صفرا    پ)بلغم    ت)سودا
22)مزاج خون گرم و تر است.
23)مزاج صفرا گرم و خشک است.
24)مزاج بلغم سرد و تر است.
25)مزاج سودا سرد و خشک است.

خون:
26)خون از همه اخلاط بالاتراست چون غذای بدن است.
27)خون به دو قسمت تقسیم می شود:  1- خون طبیعی     2- خون غیرطبیعی
28)خون طبیعی: خونی که در کبد تولید شده باشد.
29)رنگ آن قرمز،بو و قوام معتدل و طعم شیرین دارد.
30)خون غیرطبیعی: خونی که مطابق خون طبیعی نباشد.

صفرا:
31)صفرای طبیعی: رنگ زرد مایل به سرخ- سبک – مزه تند دارد و در کبد تولید می شود.
32)خون را رقیق می کند.
33)غذای اعضایی است که مزاج آنها گرم و خشک است مانند شش.
34)بر روده ها می ریزد تا بلغم لزج را از روده ها بشوید.
35)صفرای غیرطبیعی:  1-مرده     2-محیه    3-محرقه     4-زنجاری
36)مره: صفرا+بلغم غلیظ
37)محیه: صفرا+بلغم رقیق
38)محرقه: صفرا+سودای سوخته
39)زنجاری: صفرایی که خود بسوزد و حالت غیرطبیعی پیدا کند. (اثر مثل زهر و سم دارد)

بلغم:
40)بلغم:   1-طبیعی      2-غیرطبیعی
41)بلغم طبیعی: بلغمی که در کبد تولید می شود در وقت ضرورت، صلاحیت تبدیل به خون کامل را دارد.
42)می تواند غذای مغز (سرد و تر) هم باشد.
43)بلغم غیرطبیعی:    1- بلغم غیرطبیعی از لحاظ مزه و ذائقه    2- بلغم غیرطبیعی از لحاظ قوام
44)بلغم از لحاظ مزه:   1-حلو (شیرین)   2-مالح(شور)    3-حامض(ترش)    4-عفض(گس)     5-تفه(بی مزه:
45)شیرین: مزاج متمایل به حرارت
46)شور: مزاج متمایل به حرارت ویبوست
47)ترش: مزاج متمایل به برودت
48)گس: مزاج متمایل به برودت ویبوست
49)بی مزه: مزاج خیلی سرد و خام
50)بلغم غیرطبیعی( از لحاظ قوام):    1- آبکی( خیلی رقیق)      2- گچی(خیلی غلیظ)       3- مختلف القوام (نه خیلی رقیق نه خیلی غلیظ)

سودا:
51)سودای طبیعی: قسمت رسوب خون است که کار آن غلیظ کردن خون است.
52)غذای استخوان و اعضای سرد و خشک است.
53)سودای غیرطبیعی: خلط سوخته شده است که یا خود می سوزد و یا از سوخته شدن اخلاط دیگر به وجود می آید.

اعضا:
54)اجسام کثیفی هستند که از ترکیب ابتدایی اخلاط به وجود می آیند.
55)از لحاظ ترکیب به دو قسم تقسیم می شوند:   الف)مفرده     ب)مرکبه
56)اعضا مفرده: اعضایی که هرگاه به یکی از اجزای ظاهری آنها دست بگذاریم اسم کل بر آن جزء صدق می کند. مثل استخوان، غضروف، رباط،عصب، پوست، چربی، ورید، شریان، جلد، مو، ناخن (استخوان کوچک یا بزرگ باشد، استخوان است)
57)اعضا مرکب: دست شامل انگشت هست اما انگشت را دست نمی توان گفت.
58)استخوان عضوی سخت و بی حس است که بیشتر اجزاء آن آهکی است.
59)در بدن انسان 246 استخوان وجود دارد:
استخوان سر(8)     صورت (26)    ته زبان(1)    دندان (32)    مهره های کمر (26)      دنده های سینه (24)     بازو (2)     مچ (2)      کف دست (2)     ران (2)     مهره اتصالی زانو (2)     ساق پا (4)     انگشتان پا (28)     استخوان های کوچک (8)     مچ پا (14)     کف پا (10)

60)غضروف:
عضو سفیدی که از استخوان نرم تر است و به گوشت ملحق می شود مثل مجرای تنفسی و لوله غذا

61)اعصاب:
اجسام سفید با انعطاف پذیری زیاد که در هنگام پاره کردن سخت هستند. به وسیله آنها حس و حرکت به وجود می آید.
62)اعصاب دماغی :
اعصابی که منبع آنها مغز است. 7 جفت هستند.
63)به وسیله آنها، حواس پنج گانه ظاهری به مغز متصل می شوند.
اعصاب نخاعی: (مغز حرام)
64)منشأ تولید این اعصاب مغز حرام است که 31 جفت و 1 عصب تنها بدون جفت
65)در اعضای زیر گردن حس و حرکت ایجاد می کنند.

رباط:
66)اجسامی که از لحاظ رنگ و قوام مانند اعصاب هستند.
67)مفاصل استخوان ها را به هم وصل می کنند.

عضلات:
68)گوشت خالص است که از داخل آن اعصاب و رباط می گذرد.
69)حرارت و رطوبت طبیعی را در جسم حفظ می نماید.

شرایین:
70)به آنها عروق ضوارب می گویند. (رگ های متحرک)
71)از قلب منشأ می گیرند و ساخت آنها با ماده عصبی است.
72)خون سرخ روشن دارند و روح و نسیم در داخل آنها حرکت می کند.
وریدها:
73)به آنها عروق غیرضوارب می گویند. (رگ های ساکن) 
74)منشأ آنها از کبد است و حس و حرکت ندارند.
75)خون و روح کمی وجود دارد.
76)از دخان زیاد است.

غشاء:
77)از نوع جسم عصبی است و در آن حس وجود دارد.
78)خیلی نازک است و حرکت ندارند.
79)به وسیله ترشح خود از اعضا محاغظت می کنند.
شحم وسمین (چربی سخت و چربی نرم)
80)جسم سفید و نرم است که اعضا اطراف خود را نرم نگه می دارد.
81)از کثرت سرما منجمد و از کثرت گرما ذوب می شود.

پوست:
82)در زینت جسم، محافظت از جسم و دفع فضولات به بدن کمک می کند.
83)شعر (مو) در زنان و محاسن مردان و همچنین موهای ابرو و مژه باعث زینت هستند.
84)مو در جاهای دیگر بدن مانند زیر بغل، زیر ناف موجب اخراج فضولات بدن می شود.

ظفر (ناخن):
85)ماده ظفر از اعصاب است.
86)سرانگشت ها را محکم نگه می دارد و انسان را به گرفتن اشیاء کوچک قادر می سازد.

اعضا مرکب:
87)اعضایی هستند که از ترکیب اعضاء مفرده به وجود می آیند.
88)نوع اول: عضوی مانند چشم که در آن اعضای مفرده با یک ترکیب خاص جمع شده و عضو مرکب را تشکیل می دهند.
89)نوع دوم: عضوی مانند صورت که با اعضای ددیگر شکل جدیدی را تشکیل می دهد.
90)نوع سوم: ترکیب اعضای ظاهری مثل چشم و صورت که با اتحاد خود و دیگر اعضا عضو جدیدی را می سازند.

مغز (عضو مرکب)
91)بر روی آن 3 حجاب و پوشش وجود دارد که از اعصاب، عضلات و غشا تشکیل یافته است.

چشم:
92)دارای 7 طبقه است. 3 نوع از آنها دارای رطوبت هستند.
93)اعضا از لحاظ جایگاه به دو قسم تقسیم می شوند:   1-اعضای رئیسه    2-غیر رئیسه

اعضای رئیسه:
94)اعضایی که حیات و بقای انسان به وسیله آنها می باشد: قلب- مغز- کبد
95)بعضی، اعضا تناسلی را هم اعضای رئیسه می دانند در حالی که اعضای تناسلی ترکیبی از اعضای رئیسه هستند. خود عضو رئیسه نیستند.
اعضا غیر رئیسه:
96)بر دو قسم است :  خادم رئیس     2-غیر خادم رئیس
97)خادم رئیس : خادم مغز، اعصاب       خادم کبد : غدد و حجاب ها   خادم قلب:شریان ها و وریدها
98)غیر خادم رئیس:     1-مرؤسه     2- غیرمرؤسه
99)مرؤسه: شامل اعضاء مرکبه است که در خدمت اعضای رئیسه باشند البته با واسطه مثل معده
100)غیر مرؤسه: اعضایی هستند که با اتحاد آنها اعضای مرؤسه به وجود می آید مثل استخوان
101)داخل آنها قوه ذاتی وجود دارد که از جانب خداوند به آنها عنایت شده است.
ارواح:
102)در مذهب و دین، مراد از روح، نفس ناطقه است اما در طب، مراد از روح، روح طبیعی است.
103)از بخش لطیف اخلاط به وجود می آیند.
104)ارواح دارای 3 قسم است: حیوانی-طبیعی-نفسانی
105)روح حیوانی: جای آن در قلب است.
106)روح طبیعی: جای آن در کبد است.
107)روح نفسانی: جای آن در مغز و اعصاب

قوا:
108)از آنها افعال روح طبیعی صادر می شود. قوا بر 3 قسم است: طبیعی-نفسانی-حیوانی
قوه طبیعی:
109)برای بقای حیات در بدن ایجاد تغییر و تصرف می کند و جایگاه آن در کبد است.
110)قوه طبیعی:   1- قوه تغییر و تصرف     2-قوه بقای نسل
111)قوه تغییر و تصرف: قوه ای که در جسم تغییر و تصرف می کند و از آن جهت ارتقا بدن استفاده می نماید.
112)الف) غاذیه: قوه ای که به اعضای بدن غذا می رساند و آن غذا را به اجزا بدن تبدیل می کند.
113)خدام قوه غاذیه: جاذبه، ماسکه، هاضمه، دافعه
114)ابتدا قوه جاذبه، غذا را جذب می کند و بعد از آن ماسکه آن را در جسم نگه می دارد و بعد از آن قوه دافعه، فضولات را که بدن به آنها نیازی ندارد خارج می کند.
115)ب) نامیه: 
قوه ای که از لحاظ اقتضای نوع و نسل در ابعاد 3 گانه بدن رشد و نمو ایجاد می کند.
116)قوه بقای نسل:
قوه ای که در داخل، جسمی دیگر مثل خودش را ایجاد می کند.
117)قوه بقای نسل بر 2 قسم است: مولده-مصوره
118)قوه مولده:
قوه ای که از اخلاط و رباطات بدن جوهر منی را جدا می کند و هر جزء آن را برای عضو شدن آماده می کند.
119)قوه مصوره:
قوه ای که برحسب امر خدا هر جزء منی را به اقتضای خودش عطا می کند که در جسم صورت نوع خاصی به وجود می آورد.
120)قوه نفسانی:
قوه ای که در جسم ایجاد احساس و ادراک می کند و در وقت نیاز برای حرکت، جسم را تحریک می کند.

121)اقسام قوه نفسانی:   1-محرکه      2-مدرکه (ادراک کننده)

122)اقسام قوه محرکه:   1- قوه شوقیه (الف- شهوانیه      ب-غضبیه)     2- قوه فاعله

123)شوقیه: موجب تحریک می شود.

124)شهوانیه: قوه ای که اشتیاق حصول یک شی را ایجاد می کند.

125)غضبیه: قوه ای که باعث می شود فرد از یک شی ترساننده دوری کند.

126)قوه فاعله: قوه ای که فعل حرکت را ایجاد می کند.

در عضلات ایجاد احساس انقباض و انبساط می کند.

اقسام قوه مدرکه:
127)الف) مدرکه ظاهریه (حواس خمسه) : اخبار خارج را به قوه داخلی مغز می رساند.
1-قوه باصره (بینایی)      2-قوه سامعه (شنوایی)       3-شامه (بویایی)       4- ذائقه (چشایی)         5- لامسه (لمس)

128)مدرکه باطنیه:
قوایی هستند که تأثرات و احساسات را که حواس خمسه ظاهریه نمی توانند آنها را درک کنند درک می نماید
الف)حس مشترک      ب) حس خیالی      پ) متصرفه       ت)واهمه      ث) حافظه

129)حس مشترک: حس باطنی است که چیزی را که یک بار حواس خمسه آن را احساس نموده اند بار دیگر بدون وجود آن چیز آن را حس کند. در اول بطن مقدم مغز جای دارد.

130)حس خیالی: تمام احساسات حس مشترک را در خزانه خیال جمع می کند. محل آن بطن مقدم مغز است.

131)متصرفه (قوه مخیله و مفکره) : در بطن وسط مغز
اگر احساسات، قوه حس مشترک را اظهار کند : مخیله
اگر احساسات، قوه حس واهمه مشترک را اظهار کند : مفکره

132)واهمه: قوه ای که می تواند آن دسته از معانی را که قوه حواس خمسه ظاهریه از ادراک آنها عاجزند را درک نماید. جایگاه آن در آخر بطن وسط مغز است.

حافظه:
اعضا را برای قبول کردن قوه نفسانی آماده می کند.
روح حیوانی حامل این قوه است و حرارت غریزی از این نشأت می گیرد.

133)افعال:
عملی که از عضوی سر می زند.   الف)مفرد     ب) مرکب
مفرد: از یک قوه واحد صادر شده باشد مثل افعال حس
مرکب: بیش از یک قوه واحد صادر شده باشد مثل هضم شدن غذا

تعداد بازدیدکنندگان:1054
تاریخ بارگذاری:1393/6/22
1


دانستنی ها

بنده حق راز ماناییآنچه در عاشورا اتفاق افتاد
تحول ‌پذیریمرگنیروی عادت
القاب آقا صاحب الزمان سوره یسشمع و آینه
نوروز مبارکزندگی یک رنج نیستاسترس
خواص عنابسنگ و مانعوابستگی و تعلقات
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین ع
دعانیایشتخت سلیمان
پرفروش ترین داروها دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)
ساز دهنی یا Harmonicaپیاده روی پل طبیعت
فهرست انواع سازهامیوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزی