چشم پوشی از گناه و عنایت به جناب مجتهدی

چشم پوشی از گناه و عنایت به جناب مجتهدی

به نقل از آقایان چایچی و بیگدلی:
آقای مجتهدی فرمودند:
در ایام نوجوانی كه به مدرسه می‌رفتم در بین راه به فقرا كمك می‌كردم. یك روز كه از مدرسه بر می‌گشتم در بین راه پیرزنی را دیدم كه مقداری اسباب و اثاثیه در دست دارد او از من خواهش كرد كه كمكش كنم و اثاثیه را به من داده و از جلو حركت كرد تا به منزلی رسیدیم، سپس درب را باز كرده و وارد خانه شد.

من نیز همراه او داخل شدم، كه ناگهان درب بسته شد و با چند دختر جوان روبرو شدم، آنها گفتند: شما به یوسف تبریز مشهور هستید و ما از شما خواسته‌هایی داریم كه اگر انجام ندهید شما را رسوا خواهیم کرد.
ایشان ‌فرمودند:
یك لحظه تأمل كرده و نگاهی به اطراف انداختم، ناگهان چشمم به پله‌هایی افتاد كه به بام منتهی می‌شد، بلافاصله با سرعت به طرف پله دویده و به پشت بام رفتم، آنها هم به دنبال من به پشت بام آمدند.
با اینكه ساختمان سه طبقه عظیمی بود و دیوارهای بلندی داشت، با گفتن یك یا علی، بی درنگ از پشت بام خود را به داخل باغی كه جنب خانه قرار داشت پرتاب كردم.
همینكه در حال سقوط بودم دو دست زیر كف پاهایم قرار گرفت و مرا به آرامی پایین آورد.
ایشان فرمودند: از آن موقع تا الان پاهایم را بر زمین نگذاشته‌ام و هنوز روی آن دستها راه می‌روم.

تعداد بازدیدکنندگان:1104
تاریخ بارگذاری:1392/7/10
4


دانستنی ها

نیروی عادتالقاب آقا صاحب الزمان سوره یس
شمع و آینهنوروز مبارکزندگی یک رنج نیست
استرسخواص عنابسنگ و مانع
وابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
امام حسین عدعانیایش
تخت سلیمانپرفروش ترین داروها دگزامتازون
تبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonicaپیاده روی
پل طبیعتفهرست انواع سازهامیوه های مناسب سرماخوردگی
چهل قاعده شمس تبریزیبانوی نورپیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)
کبد چربسینوزیتتبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)