*امام محمد تقی علیه السلام

786

گردآورندگان: معصومه ملکی - سهند ملکی
1. نهمين پيشوای شيعيان 
2. فرزند حضرت علی بن موسی الرضا
3. نوزدهم يا پانزدهم رمضان در سال 195 ه.ق. چشم به جهان گشود.   
4. در برخي از روايات 10 رجب را زمان تولد ايشان مي دانند
5. استناد آنان بر دعای ناحيه ی مقدسه است که در آن از امام جواد (ع) و فرزندش امام هادی (ع) با عنوان دو مولد رجب نام برده شده است.
6. محل تولد مدینه ی منوره.
7. نام مبارک اين امام محمد 
8. کنيه ی مشهورشان ابوجعفر 
9. القاب شريف ايشان تقي
10. جواد
11. مختار
12. مرتضي
13. منتخب
14. قانع 
15. عالم  
16. واژه جواد به معنای بخشنده است، بخشنده ای که حق بخشایش را ادا می کند و محل رجوع مردم است. در حقیقت می توان گفت جواد بودن حضرت امام محمدتقی (علیه السلام) به این معناست که حضرت مظهر یکی از اسماء الهی و تجلی این صفت خداوند است مانند جمال و جلال که هر یک به نوعی در آفرینش تجلی دارند.
17. بنا بر گفته شيخ صدوق معروفترين لقب ايشان تقي است.
18. اما در این میان لقب "ابن الرضا" به خاطر شکوه و جلال امام رضا (ع) در میان مردم شهرت بیشترى داشت .

19. مادر مکرمه آن حضرت ام ولدی بود 
20. ایشان را سبيکه نیز می گفتند
21. امام رضا (ع) ايشان را خَيزُران ناميد.
22.  اين بانو از اهل نُوبَه بود 
23. از اهلبيت ماريه قبطيه زن رسول الله
24. ایشان فرزند پسری به نام ابراهيم به دنيا آورد 
25.  پيامبر (ص) در منزلت اين خانم فرموده: پدرم به قربان پسر بهترين کنيزان که اهل نوبه و پاکيزه است.
26.  هنگام تولد اين بزرگوار چراغی که برای روشن کردن اتاق بود خاموش شد و قابله ايشان می گويد آن گوهر ولايت را پرده ی نازکی مانند جامه احاطه کرده بود و نوری از آن حضرت ساطع بود که تمام آن اتاق منور شد به طوری که ديگر نيازی به چراغ نبود.
27. وقتی امام جواد(ع) به دنیا آمد، امام رضا(ع) فرمود: «حق تعالی فرزندی به من عطا کرد که هم چون موسی بن عمران دریاها را می شکافد و مثل عیسی بن مریم خداوند مادرش را مقدس گردانیده و او طاهر و مطهر آفریده شده» 
28. اين مولود مبارک روز سوم تولدشان شروع به صحبت کردند و شهادتين را تلاوت نمودند، ايشان در اين روز عطسه ای کرده فرمودند: "اَلحَمدُ اللهِ وَ صَلّی اللهُ عَلی سَيّدِنا مُحَمّدٍ و عَلَی الَائمّةِ الرّاشيدينَ".
29. شمايل مبارکشان گندمگون يا سبزه و قدشان بلند، ميانه بالا و درشت اندام بوده اند.
30.  جواد الائمه (ع) از دانش و توانايی های بسيار خاصی برخوردار بودند.
31.  ايشان جوانترين امام اهل بيت معظم رسول الله (صلي الله عليه واله وسلم)  است
32.  که هنگام شهادت پدر بزرگوارشان 7 يا 9 سال داشتند 
33. پیشواى نهم در سن 7 سالگى به امامت رسید 
34. امام جواد(ع) هفده سال رهبرى شیعیان را به عهده داشت.
35.  دوران امامت ‏آن حضرت با دو نفر از خلفاى ستم پیشه عباسى مأمون و معتصم مقارن بود.
36.  از همان سن از دانش بی بديل خاندان عترت و طهارت در امامت خود بهره جستند.
37. مأمون بزرگترين و مهم ترين خليفه عباسی و زيرک ترين آنان بوده است. 
38. مأمون كوشش های متعددی برای كسب پيروزی نهايی و قطعی بر انديشه شيعه امامی، چه در زمان امام رضا (ع) و چه در زمان امام جواد (ع) به كار بست. اگر حسادتش نسبت به امام رضا (ع) نبود می توانست به شيعيان خدمات زيادی کند. 
39. روزي مأمون عازم شکار شد. در ميان راه به جمعی از کودکان رسيد که مشغول بازی بودند آنان با ديدن مأمون فرار کردند اما از بين آنها تنها يک پسر ايستاد که ايشان امام جواد (ع) بودند. مأمون تعجب کرد و از او پرسيد پسر جان چرا با ديدن من مانند ديگر کودکان از سر راه من دور نشدی، ايشان فرمودند اي خليفه راه تنگ نبود که بر تو گشاد گردانم، جرم و خطايي هم نداشتم که از تو بگريزم. گمان ندارم تو کسی را بي جرم در معرض عقوبت درآوري. مأمون که در آن زمان به دنبال امام جواد (ع) بود، مي پرسد پسر جان تو چه نام داری؟ ايشان فرمودند: من محمد فرزند علی بن موسی الرضا (ع) هستم.
40. مأمون چون به صحرا رسيد نظرش بر درّاجی افتاد. بازي از پی او روانه کرد. آن باز مدتی ناپديد شد و وقتی از هوا برگشت ماهی کوچکی در منقارش داشت که هنوز زنده بود. مأمون متعجب شد و آن ماهی را در کف گرفت و به همان مکانی که امام محمد تقی (ع) را ديده بود برگشت از او پرسيد در دست من چيست؟ فرمودند پدرم از پدرش نقل کرده است که جبرئيل (ع) نقل مي کند بين آسمان و جو دريايي ست متلاطم که داراي موج هاي فراوان است. در آنها ماهي هاي سبزي وجود دارند که شکم هاي آنان به سياهي نزديک است که آنها را پادشاهان توسط بازهايشان صيد مي کنند تا سلاله نبوت را با آن امتحان کنند. مأمون از مشاهده ی اين معجزه متعجب شد و گفت حقا که تويی فرزند امام رضا (ع) او را اکرام کرد 
41. مأمون اراده کرد که دخترش ام الفضل را به آن حضرت تزويج نمايد 
42.  برای امتحان ايشان صد دختر زيباروي را به حضورشان فرستاد اما امام نگاهی به آنان نکرد
43.  مأمون دخترش را به عقد امام جواد (ع) درآوردند. 
44. امام در زمان ازدواجش با ام الفضل تنها نه سال داشتند. 
45. از فضايل و دانش امام محمد تقی (ع):
يحيی بن اکثم، قاضی سامره در مجلسی که مأمون برای معرفی امام به عنوان دامادش ترتيب داده بود برای امتحان علم و فضيلت آن حضرت، از امام سؤالی کردند که ايشان در کمال تعجب همگان پاسخ گفتند پس از آن مأمون خواست امام هم سؤالی از يحيی بپرسد امام پرسيدند: بيان کن جواب اين مسئله را که: مردی نظر کرد به زنی در اول روز و نظرش حرام بود. چون روز بلند شد، بر او حلال شد. چون ظهر شد، حرام گشت. چون عصر شد، حلال گشت. چون آفتاب غروب کرد، حرام شد. چون وقت عشا رسيد، حلال شد. چون نصف شب شد، حرام گشت. چون فجر طالع گرديد، حلال شد برای او. بگو برای چه بوده که اين زن گاهی حرام بود بر آن مرد و گاهی حلال؟ يحيی گفت: به خدا سوگند من جواب اين سؤال را ندانم. شما بفرماييد تا ياد گيرم. فرمود: اين زن، کنيزی بود و آن مرد، اجنبی. وقت صبح که نگاه کرد بر او، نگاهش حرام بود. روز که بلند شد، او را خريد، بر او حلال شد. وقت ظهر او را آزاد کرد، پس حرام شد. وقت عصر او را تزويج کرد، حلال شد. وقت مغرب او را مظاهره کرد، حرام شد. وقت عشا کفاره ی ظهار داد، حلال شد. نصف شب او را يک طلاق داد، حرام شد. وقت فجر رجوع کرد، حلال شد.
46. روايت شده گروهی از اهل نواحی، برای ورود بر حضرت جواد (ع) اذن خواستند و سؤال کردند از آن حضرت در يک مجلس، از سی هزار مسئله. حضرت جواب داد همه آنها را و در آن وقت ايشان ده سال داشت.
47.  در وقت سؤال هر يک از آن جماعت مسئله ی خود را می پرسيد از آن حضرت و ملاحظه نمی کرد که ديگری سؤال می کند. حضرت اکثر آنها را جواب دادند به بله و خير. از آنجا که حضرت بر ضمائر آنها مطلع بوده، سائل شروع می کرده به سؤال خود حضرت جواب او را می داده و نمی گذاشته سؤال خود را بيان کند. 
48. چنان که روايت شده، شخصی خدمت آن حضرت عرض کرد: فدايت شوم! حضرت فرمود: قصر نکند. مردم پرسيدند: اين چه بود که فرمودی؟ فرمود: اين شخص می خواست سؤال کند که ملاّح در کشتی نماز خود را به قصر بخواند يا تمام؟ من گفتم: نماز خود را قصر نخواند.
49. روزی سارقي را به حضور معتصم آوردند خليفه طريقه اجراي حد و قصاص را از علمای اهل سنت پرسيد.
 يکی از آنان گفت از مچ دست بايد قطع گردد به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است: "فامسحوا بوجوهکم و ايديکم". يک دسته از علماء گفتند: بايد دست را از مرفق بريد به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است: "... و ايديکم الي المرافق" و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد. دسته ديگر گفتند: دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود  چون بحث و اختلاف پيش آمد، خليفه روي به حضرت ابوجعفر محمد بن علي (ع) کرد و گفت: يا اباجعفر، شما در اين مسأله چه مي گوييد؟ آن حضرت فرمود: علماي شما در اين باره سخن گفتند. من را از بيان مطلب معذور بدار. خليفه گفت: به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد . حضرت جواد فرمود حد صحيح اسلامي آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد.
50.  رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت عضو از بدن انجام شود: پيشاني، دو کف دست، دو سر زانو، دو انگشت ابهام پا و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند براي سجده حق تعالي محلي باقي نمي ماند.  در قرآن کريم آمده است و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست، پس کسي نبايد آنها را ببرد.
51. برخی از کرامات جواد الائمه (ع):
روزی يحيی بن اکثم از امام می پرسند آيا شما امام هستيد علامتی می خواهم در اين هنگام عصايي که در دست حضرت بوده به نطق آمده و به امامت ايشان شهادت مي دهد.
52. محمد تنوخی می گويد: امام جواد عليه السلام را ديدم كه دست به سر و گوش گاوی می كشد و سخنانی را نيز بر زبان می راند، و حيوان هم به علامت فهميدن سرش را تكان می دهد. نزديك تر رفته و عرض كردم: سخن گفتن شما را با حيوانات ديده و شنيده ام، ولی می خواهم بدانم، آيا حيوانات هم با شما سخن می گويند؟ حضرت آيه 12 از سوره ی نمل را تلاوت فرمودند و سپس خطاب به حيوان فرمود: بگو: "لا اله الا الله وحده لا شريك له" و دست مباركش را به سر حيوان كشيد. حيوان به سخن آمد و همان جمله را بر زبان جاری نمود و سپس از حيوان می پرسند انگشتر نقره ای که دستشان است برای چه کسی است؟ حيوان می گويد انگشتر از آن حضرت سليمان است.
53. حضرت دست خود را به برگ هاي زيتون زده آنها تبديل به نقره می شدند و به فقرا می دادند.
54. مأمون امام جواد (عليه السلام) را به بغداد آورد ولی امام (عليه السلام) در بغداد نماند و به مدينه بازگشت. به هنگام بازگشت گروهی از مردم برای وداع و خداحافظی امام را تا خارج شهر بدرقه کردند، هنگام نماز مغرب به محلی که مسجدی قديمی داشت رسيدند، امام به آن مسجد رفت تا نماز مغرب بگزارد، در صحن مسجد درخت سدری بود که تا آن هنگام ميوه نداده بود، آن بزرگوار آبی خواست و در بن درخت وضو ساخت، و نماز مغرب را به جماعت بجای آورد، و پس از آن چهار رکعت نافله خواند و سجده شکر بجا آورد، آنگاه با مردم خداحافظی فرمود و رفت.فردای آن شب درخت به بار نشست و ميوه خوبی داد، مردم از اين موضوع بسيار تعجب کردند!، از مرحوم شيخ مفيد نقل کرده اند که سالها بعد خود اين درخت را ديده و از ميوه آن استفاده کرده است.
55.
56. روزی زنی به ديدن ام الفضل آمده درخواست خلعت کرد، ام الفضل از او  پرسيد تو چه کسی هستی؟ آن زن گفت از اولاد عمار ياسر زن امام محمد تقی (ع)، ام الفضل خشگمين شده به پدر خود خبر داد مأمون که در حالت مستی بود شمشير خود را برداشته به سمت خانه امام (ع) رفت. او پدرش را تعقيب می کرد ديد که پدرش وارد خانه شد و پيوسته امام (ع) را با شمشير زد تا او را پاره پاره کرد و پس از آن از خانه بيرون آمد. از اين ماجرا ناراحت شد که چرا چنين اتفاقی افتاد. چون چاشت شد نزد پدر رفت و گفت چرا امام (ع) را کشتی مأمون با شنيدن اين سخن بيهوش شد بعد که به خود آمد به خادم خود گفت تا به خانه امام جواد (ع) برود و خبر بياورد. خادم پس از بازگشت گفت که امام جواد (ع) را ديدم که پيراهن شريفی به تن کرده و در حال مسواک زدن بود. پس مأمون گريست و گفت اين معجزه است چرا که من سوار شدن و شمشير به دست گرفتن و داخل خانه شدن را به ياد دارم اما مابقی ماجرا را نه؟ برو و از امام (ع) ماجرا را بپرس امام جواد (ع) فرمودند: آيا او نمی داند که مرا ياری دهنده يی ست که ميان من و او مانع است مأمون قسم خورد که پس از آن شب ديگر مست نشود.
57. کيفيت شهادت امام (ع) به اختلاف نقل شده است
58.  اشهر آن است که پس از آنكه معتصم برادر مأمون نتوانست فضل و كرامات امام جواد را از بين ببرد و موقعيت او را نزد مردم پائين آورد، كينه حضرت را به دل گرفت. حضرت را مدتی زندانی كرد آنگاه كه تصميم به قتل امام گرفت او را از زندان درآورد و با تحريک حس حسادت همسرش ام الفضل به او زهری داد و از او خواست آن را به امام بخوراند و او چنين كرد.
59. اين زن تا ابد نفرين شد و بعد از خيانتش به بيماري تناسلي مبتلا شده و در شرايط بسيار بدی مرد.
60. حضرت جواد مانند جده اش فاطمه زهرا(س) زندگی کوتاه و عمری سراسر رنج داشت .
61.  دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال بود.
62. روز شهادت امام محمد تقی (ع) بيست و هشتم محرم سال 220 می باشد.
63.  حضرت را در قبرستان قريش كنار جدش موسی بن جعفر (عليه السلام) به خاك سپردند.


64. فرزندان اين بزرگوار:آن حضرت چهار پسر به نام های: امام علي نقي (ع)
65.  ابو احمد موسي مبرقع
66.  ابو احمد حسين 
67. ابو موسي عمران داشتند 
68.  دختران آن حضرت:
69.  فاطمه
70.  خديجه
71.  ام کلثوم 
72.  حکيمه که مادر ايشان ام ولدی بود
73. ایشان را سمانه ی مغربيه نیز می نامیدند
74.  امام در بیست سالگی با سمانه ی مغربیه ازدواج کردند. 
75. سمانه خاتون اهل مغرب از نوادگان عماریاسر بود.
76.  حضرت جواد (ع) از ام الفضل دختر مأمون فرزندی نداشت. 
77. بر اساس تاريخ قم:
78.  زينب 
79.  ام محمد 
80.  ميمونه نيز از دختران امام هستند.
81.  مدفن زينب خانم در کنار حضرت معصومه (س) در قم قرار گرفته است. 
82. ابو احمد موسي مبرقع جد سادات رضويه است.
83.  بسياری از سادات نسب شان به او منتهی می شود و او اول کسی است که به قم وارد شد.
84. حکيمه خاتون در بين دختران امام جواد (ع) به فضائل و مناقب، ممتاز و در مناظره شهره آفاق بوده است.
85. حکيمه خاتون درک خدمت چهار امام معصوم: پدرشان و برادرشان امام علي نقي (ع) و امام حسن عسکري (ع) و امام زمان (ع) داشته اند 
86.  حکيمه خاتون قابله ولی عصر (صلوات الله عليه) هم بودند.
87.  علما تصريح کرده اند به زيارت آن معظّمه، که قبر شريفش در سامرا در قبه عسکريين است.
88. امام جواد به عنوان پاسدار حریم وحى از تفسیرهاى نابجا و غیر عقلانى آیات قرآن جلوگیرى کرده و علما و دانشمندان را به سوى فهم صحیح آیات راهنمایى مى‏کرد .
89. حدیثهای بسیاری از آن امام، در کتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب و بحارالانوار نقل شده است.
90. برخی از جملات شريفه امام محمد تقی (ع):
91. عزت مؤمن در بي نيازي او از مردم است.
92. مؤمن در هر حال نيازمند به سه خصلت است : توفيق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذيرش نصيحت كسى كه او را نصيحت نمايد.
93. دشمني مکن با احدي تا آنکه بشناسي آنچه که مابين او و خداوند تعالی است. اگر نيکوکار و محسن است واگذار و تسليم نخواهد کرد او را به سوي تو و اگر بدکار است همان دانستن تو اين را کافي است. پس دشمنی مکن با او (يعنی همان پاداش و عوضي که مقابل بدي او از حق تعالي به او مي رسد تو را بس است برای دشمنی با او).
94. هر کس خشم گيرد بر زمان خشم او طول خواهد کشيد چون ناملايمات يکي و دو تا نيست و دائم تکرار مي شود.
95. تکلم کنيد تا شناخته شويد. 
96.  بنده اى حقيقت ايمان را نمى يابد مگر آن كه دين و احكام الهى را در همه جهات بر تمايلات و هواهاى نفسانى خود مقدّم دارد. و كسى هلاك و بدبخت نمى گردد مگر آن كه هواها و خواسته هاى نفسانى خود را بر احكام الهى مقدّم نمايد.
97. با فضيلت ترين و ارزشمندترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.
98. فرارسيدن مرگ انسان ها، به جهت معصيت و گناه ، بيشتر است تا مرگ طبيعى و عادى ، همچنين حيات و زندگى لذّت بخش به وسيله نيكى و احسان به ديگران بيشتر و بهتر است از عمر بى نتيجه .
99.  هركس موقعيّت شناس نباشد جريانات، او را مى ربايد و هلاك خواهد شد.
100. به دوست خود هر چه مي خواهي عطا کن جز اسرارت را. 
101.  بر شما باد به تحصيل علم و معرفت ، چون فراگيرى آن واجب و بحث پيرامون آن مستحبّ و پرفائده است . علم وسيله كمك به دوستان و برادران است ، دليل و نشانه مروّت و جوانمردى است ، هديه و سرگرمى در مجالس است ، همدم و رفيق انسان در مسافرت است ؛ و انيس و مونس انسان در تنهائى مى باشد.
102. حقيقت ادب و تربيت عبارت است از: دارا بودن خصلت هاى خوب ، خالى بودن از صفات زشت و ناپسند.
انسان به وسيله ادب - در دنيا و آخرت - به كمالات اخلاقى مى رسد؛ و نيز با رعايت ادب نيل به بهشت مى يابد.
103.  سه چيز از كارهاى نيكان است : انجام واجبات الهى ، ترك و دورى از گناهان ، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين .
104. هركس قبر عمّه ام حضرت معصومه سلام اللّه عليها را با علاقه و معرفت در قم زيارت كند، اهل بهشت خواهد بود.
105. همانا بين دو سمت شهر طوس قطعه اى مى باشد كه از بهشت گرفته شده است ، هر كه داخل آن شود و با معرفت زيارت كند -، روز قيامت از آتش در امان خواهد بود.
106. مؤمن به توفيق از جانب خدا ، پند دهنده اى از درون خويش و پذيرش خيرخواهىِ آن كه خيرخواه اوست ، نيازمند است . 
107. ديدار برادران مايه سلامتى و رشد عقل است ؛ اگرچه بسيار اندك باشد .
108. هر كه پيش از آزمودن ، به كسى اطمينان كند ، خود را در معرض هلاكت و فرجامى رنج آور قرار داده است . 
109. بدان که از دید خداوند پنهان نیستی، پس بنگر که چگونه هستی!    
110. اعتماد به خدا، بهاى هر چیز گران بها است؛ و نردبانى به سوى هر بلندایى. 
111.   خداوند بندگانى دارد که نعمت‌هایش را به آنان اختصاص داده است و مقرر کرده از آن بذل و بخشش کنند و اگر خوددارى کنند، از آنان مى‏گیرد و به دیگران منتقل مى‏کند.  
112.     بر شما باد به تحصیل علم و معرفت، که فراگیرى آن واجب، و بحث پیرامون آن مستحبّ و پرفائده است. علم وسیله کمک به دوستان و برادران، و نشانه مروّت و جوانمردى است، هدیه و سرگرمى در مجالس، و همدم و رفیق انسان در مسافرت؛ و انیس و مونس انسان در تنهائى مى باشد.  
113.   به تأخیر انداختن انجام کارها، همواره موجب سرگردانی است.  
114.     هرکس بر بالین قبر مؤ منى حضور یابد و رو به قبله بنشیند و دست خود را روى قبر بگذارد و هفت مرتبه سوره مبارکه «إنّا انزلناه» را بخواند از شداید و سختیهاى صحراى محشر در امان قرار مى گیرد.  
115.  اظهار چیزی پیش از آنکه پایدار شود مایه تباهی آن است.  
116.  هرکس رکوع نمازش را به طور کامل و صحیح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد. 
117.     ادب و اخلاق نیک زینت بخش عقل مى باشد، و خوش روئى با افراد، زینت بخش حلم و بردبارى است.
118. چرا توصیه شده در مسایل مادی به امام جواد (علیه السلام) متوسل شوید؟ به نظر می رسد این توصیه ریشه در ۲ دلیل دارد نخست آنکه تجربه علما و بزرگان ما چنین بوده و دیگر اینکه از معانی روایات چنین اقتباس میشود چرا که جود و بخشندگی آن حضرت هیچگاه قطع نشد. 
119. امام جواد علیه السلام سریع الاجابه است
120. براساس روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله) که خداوند بخشنده است و بخشش را دوست می دارد امام جواد (علیه السلام) از این حیث نیز مورد توجه پروردگار است و می توان ایشان را باب الجواد (درب بخشندگی های خدا) دانست هر کس نیاز مادی دارد با امید به تامین آن، به باب کرامت امام جواد (علیه السلام) مراجعه کند چرا که خداوند بزرگتر از آن است که بنده ای را از باب محبوب خود یعنی امام جواد (علیه السلام) بدون برآوردن نیاز وی بازگرداند از این رو توصیه شده در تامین مسایل مادی به حضرت جواد متوسل شوید.
121. امام محمد تقی علیه السلام حتی در بذل علم و دانش نیز بخشنده و جواد بود
122. علما روزها را به دوازده ساعت تقسيم کرده اند که هر ساعتی را به امامی منسوب می کنند.
123.  نهمين ساعت روز متعلق به امام جواد است. 
124.  توسل به آن حضرت در اين ساعت برای وسعت رزق و روزی نافع است 
125.  دعايی هم برای اين توسل ذکر شده است.  اَللّهـُمَّ اِنـّى اَسـْئَلُكَ بـِحـَقِّ وَلِيِّكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عليه السلام اِلاّ جُدْتَ بِهِعَلَىَّ مِنْ فـَضـْلِكَ ، وَ تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَىَّ مِنْ وُسْعِكَ ، وَ وَسَّعْتَ بِهِ عَلَىَّ مِنْرِزْقِكَ،  وَ اَغْنَيْتَنى عَمَّنْ سـِواكَ ، وَ جـَعـَلْتَ حـاجـَتـى اِلَيـْكَ وَ قَضاها عَلَيْكَ ،اِنَّك لِما تَشاَّءُ قَديرٌ. بعضى گفته اند اين دعا بعد از هر نماز به جهت اداء دين مجرب است
126. امام جواد (ع) مانند آقا ابوالفضل العباس (ع) باب الحوائج است 
127.  حرز اين حضرت بسيار کارآمد است.
128. حدیث پنج شکر: 
رسول اکرم(ص): خداوند از بنده ای که پس از خوردن لقمه ای غذا و یا آشامیدن جرعه ای او را سپاس می گوید خشنود می گردد.
امام علی (ع): به کسی که بر او برتری داده شده ای بسیار بنگر زیرا این کار یکی از انگیزه های شکرگذاری است.
امام حسین(ع): شکر تو بر نعمت گذشته زمینه ساز نعمت آینده است.
امام جعفر صادق(ع): نعمتی که سپاس گذاری نشود مانند گناهی است که آمرزیده نشود. 
امام جواد (ع): سپاس گذاری مؤمن در کردارش آشکار می شود، اما سپاس گذاری منافق از زبانش فراتر نمی رود.
129. آیت الله کشمیری درباب توسل به امام جواد (ع) فرمودند:
بسیار دیده و شنیده شد که افراد برای امور مادی، مانند خرید خانه و ماشین و رزق و ازدواج، از آیت الله کشمری راهنمایی می‏خواستند. آن بزرگوار می‏فرمود: «سوره یس بخوانید و ثواب آن را به امام جواد (علیه‌السلام) تقدیم کنید، حاجت ‏شما را خواهند داد. گاه امر می‏کرد صلوات برای حضرتش هدیه کنند و آن را در توسل به این امام کریم مجرب می‏دانست». 
130. نماز امام جواد (ع) برای رفع حاجات: نماز آن حضرت دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و هفتاد مرتبه سوره «توحید» را مى خوانى و پس از پایان نماز مى گویى: 
اَللّهُمَّ رَبَّ الأَرْواحِ الْفانِیَةِ، وَ الأَجْسادِ الْبالِیَةِ، اَسْئَلُکَ بِطاعَةِ الاَْرْواحِ
اى خدا اى پروردگار ارواحى که از این جهان فانى رفته و اى پروردگار اجساد پوسیده از تو مى خواهم به حق فرمانبرى آن ارواح
الرّاجِعَةِ اِلى اَجْسادِها، وَ بِطاعَةِ الاَْجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ بِعُرُوقِها، وَ بِکَلِمَتِکَ
که بسوى اجساد خود بازگردند و به حق فرمانبرى اجسادى که با رگهاى خود پیوند شوند و به حق فرمان
النّافِذَةِ بَیْنَهُمْ، وَاَخْذِکَ الْحَقَّ مِنْهُمْ، وَ الْخَلائِقُ بَیْنَ یَدَیْکَ یَنْتَظِرُونَ فَصْلَ
نافذت در میان آنها و گرفتن حقت از ایشان و در آن حال که خلائق در برابرت به انتظار صدور
قَضآئِکَ، وَیَرْجُونَ رَحْمَتَکَ، وَیَخافُونَ عِقابَکَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ
حکم و امیدوار برحمتت و خائف از عقاب تواند درود فرست بر محمّد و آل
مُحَمَّد، وَ اجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى، وَالْیَقینَ فى قَلْبى، وَ ذِکْرَکَ باِللَّیْلِ
محمّد و بنه نور و روشنى در دیده ام و یقین در دلم و ذکرت را شب
وَالنَّهارِ عَلى لِسانى، وَ عَمَلا صالِحاً فَارْزُقْنى.(1)
و روز بر زبانم و عمل صالح روزى من گردان.
1. جمال الاسبوع، صفحه 278 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 189

امام جواد (ع) از منظر اندیشمندان اهل سنت
131. ابن صبّاغ مالکی
عظمت و شکوه مقام ولایتْ و منصب الهی امام، آن چنان بلندمرتبه و پر جاذبه است که حتی دانشمندان غیرشیعی را به تواضع واداشته است. ابن صبّاغ مالکی، یکی از اندیشمندان اهل سنت، درباره حضرت امام جواد(ع) نهمین پیشوای مسلمانان چنین می نویسد: «ابوجعفر محمد جواد، در سال 195 ق در شهر مدینه متولد شد. او از نظر نَسَب برترین تبارها را داراست؛ چون که او فرزند موسای کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی بن ابی طالب می باشد. چه بگویم در جلالت و مقام امام جواد(ع) ، و فضیلت و کمال و عظمت و جلال او. حضرتش در میان طبقات ائمه، سنش کم تر از همه و قدر و شأنش اعظم است. او در اندک مدتی از عمر شریفشْ کراماتی بسیار و معجزاتی بی شمار از خود نشان داده و معارج فضیلت و کمال را طی کرده است».
132. ابن تیمیّه
ابنِ تیمیّه، یکی از متفکران بلندآوازه و از عالمان بزرگ اهل سنت است. او درباره امام جواد(ع) چنین اظهار نظر می کند: «محمد، فرزند علیْ ملقب به امام جواد(ع) از اعیان و بزرگان بنی هاشم است و در سخاوت و بزرگ واری، شهرت تمام دارد»
133. کمال الدین شافعی
شافعی که از پیشوایان اهل تسنن است، درباره امام جواد (ع) سخنان زیبا و ارزنده ای دارد. ایشان در این باره می گوید: « امام جواد(ع)  ارزش و مرتبه عالی دارد و نامش جاری بر زبان هاست. سعه صدر، وسعت نظر و شیرینی سخن او همه را جذب کرده است... سخنان وی بسیار ارزنده و عالی است و هر کس به وی می رسد، بی اختیار سر تعظیم خم می کند... او سرچشمه ای است که همه از او مشتعل می شوند و عقل و هوش آدمی، از امام جواد(ع) علم و معرفت می یابد»







تعداد بازدیدکنندگان:1354
تاریخ بارگذاری:1393/3/7
3


دانستنی ها

زندگی یک رنج نیستاسترسخواص عناب
سنگ و مانعوابستگی و تعلقاتعباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشت
عباس "ع" پرواز کننده در عالم بهشتامام حسین عدعا
نیایشتخت سلیمانپرفروش ترین داروها
دگزامتازونتبریک میلاد حضرت ابوالفضل العباس (ع)ساز دهنی یا Harmonica
پیاده روی پل طبیعتفهرست انواع سازها
میوه های مناسب سرماخوردگیچهل قاعده شمس تبریزیبانوی نور
پیامک ویژه تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه (س)کبد چربسینوزیت
تبریک بمناسبت میلاد حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع)پیامک های تبریک آغاز امامت امام زمان (عج)آلودگی هوا
نامه پدری مظهرالعجائب به فرزند کریمشخادم حرم معجزات روز کربلا