هوالله ربی



اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقوُمُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْرَءُ و َتُبَیِّنُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّی وَتَقْنُتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَحْمَدُ و َتَسْتَغْفِرُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسی اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ اِذا یَغْشی وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّ

خستگان عشق را پایان درمان خواهد آمد    غم مخور آخر طبیب دردمندان خواهد آمد
آنقــدر از کـردگـار خویشتــن امیـدوارم         که شفـا بخـش دل امیـدواران خواهد آمـد

در کتاب نجم ثابت شیخ نوری آمده است: صاحب الزمان (ع) 182 لقب دارند.
ولادت با سعات آن حضرت:
علامه مجلسي در جلاء العيون فرموده: اشهر در تاريخ ولادت شريف آن حضرت آن است که  در سال دويست و پنجاه و پنج هجرت واقع شد. بعضي پنجاه و شش و بعضي پنچاه و هشت نيز گفته اند. مشهور آن است که روز ولادت، شب جمعه پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجري در شهر سامرا مي باشد. پدر آن بزرگوار امام حسن عسکري(ع) و مادر گرامي ايشان نرجس در واقع همان مليکه يا مليکا دختر يشوعا (پسر قيصر روم) بوده است. به قدري اين بانو با فضيلت و داراي معنويت مي باشد که حکيمه خاتون دختر امام جواد (ع) و عمه امام حسن عسکري (ع) وي را سرآمد و سرور خاندان خويش و خود را خدمتگزار او مي ناميد.  نرجس خاتون (س) در سال 261 ه.ق وفات يافت و در سامراء در کنار قبر امام حسن عسکري (ع) به خاک سپرده شد. در اين هنگام  حضرت مهدي (عج) شش ساله بوده اند.
شمايل مبارکه:
همانا روايت شده است ايشان در شمايل و خلق و خوي شبيه ترين فرد به رسول الله (ص) مي باشد. آن جناب گندمگون بوده و زردي از شب بيداري در صورتشان پديدار است. پيشاني نازنينش فراخ و تابان است، ابروانش به هم پيوسته و بيني مبارکشان باريک و کشيده است. صورت نازنيشان لاغر و ميان دندان هايشان گشاده است. چشمان سياه و سرمه گون دارند، ميان دو کتفشان عريض و شکم و ساق چون جدش مظهر العجائب اميرالمؤمنين (ع) مي باشد.
آن حضرت طاووس اهل بهشت است که یکی دیگر از القاب ایشان است و قامتش معتدل چون درخت بيدمشک نه خيلي بلند و نه خيلي کوتاه بر زمين چسبيده و سر مبارکشان گرد و چهره شان چون ماه درخشنده است.
اي دو جهان غرقه  به  نور روی ماهـت      مظهر گيتي در کف نيروي پـاکت
رخ بنماي و عاشقان را رخست ديدار ده      دل بي قرار ياران را مأمن و ماوا ده
اسماء و القاب شريفه  ايشان:
شيخ،مرحوم ثقة الاسلام نوري در کتاب نجم ثابت يکصد و هشتاد و دو اسم براي آقا صاحب الزمان (ع) ذکر کرده که در اينجا به ذکر چند اسم از آن اسماي مبارک تبرک مي جوييم.
اول-بقية الله: از امام محمد باقر (ع) روايت شده چون آن حضرت خروج کند، پشت کند به کعبه و جمع مي شود سيصد و سيزده يارانش و نخستين سخني كه مي گويد، تلاوت آيه"بَقِيةُ اللّهِ خَيرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ" است(سوره هود آيه 86)، سپس مي فرمايد: منم بقيت و حجت و خليفة او ميان شما. پس از آن هر مسلماني بر او سلام مي كند و مي گويد: السلام عليك يا بقيه الله في ارضه (بر ما شايسته است که به هنگام سلام دادن به آن حضرت در زمان غيبت نيز اينگونه سلام گوييم).
دوم- حجّت الله:به معناي غلبه يا سلطنت خداوند بر خلايق البته به ساير ائمه نيز اين لقب داده شده است اما بيشتر براي صاحب الزمان به کار مي  رود و بيشتر محدثين آن را ذکر کرده اند و نقش خاتم آن جناب «اَنا حجَّةُ الله» مي باشد.
سوم- خلف صالح:آن حضرت جانشين جميع انبياء و اوصيا و وارث تمام صفات و علوم و خصائص و ساير مواريث آنهاست.
چهارم- غريم: غريم هم به معني طلبکار است و هم به معني بدهکار، اين لقب به عنوان تقيه به کار رفته و از القاب خاص ايشان است. نام بردن از آن حضرت به اين اسم، از جهت تشابه آن جناب باشد به شخص مديون که خود را مخفي مي کند از مردم به علت ديون خود. يا آنکه چون مردم آن حضرت را طلب مي کنند که اخذ علوم و شرايع از حضرتش نمايند، آن جناب مي گريزد از ايشان به جهت تقيه. پس آن حضرت غريم مستتر است.
پنجم- قائم: يعني برپا شونده در فرمان حق تعالي، چه آن حضرت پيوسته شب و روز مهياي فرمان الهي است. که به محض اشاره ظهور فرمايد و روايت شده که آن حضرت را قائم ناميدند براي آن که قيام به حق خواهد نمود.
ششم- مُ حَ مَ د: اسم اصلي و نام اولي الهي آن حضرت است چنانچه در اخبار متواتره خاصّه و عامّه است که رسول خدا (ص) فرمود که مهدي هم نام من است.
هفتم- مَهدي: از مشهورترين اسماء و القاب آن حضرت در نزد جميع فرقه هاي اسلامي باشد.
هشتم- مُنتَظَر: (به فتح ظاء) يعني انتظار برده شده، که همه خلايق منتظر مقدم مبارک اويند.
نهم- ماء مَعين: يعني آب ظاهر جاري بر روي زمين. وجه مشابهت آن جناب به آب که سبب حيات هر چيزي است طبق روايتي از امام باقر (ع) که در معني آيه 17 سوره حديد فرموده اند، بدان سبب است که خداوند زنده مي کند به سبب قائم (ع) زمين را پس از مردنش که به سبب کفر اهلش مرده است (منظور زمانی که کفر بر زمین مستلی می شودو ایشان با ظهورشان آن را از بین می برند).