هوالله ربی



امام الزاهدین، 15 جمادی االاول سال 35 و یا 36 هجری بدنیا آمد.
فرزند امام حسین و علیا مخدره شهربانو دختر یزدگردبن شهریاربن پرویزبن هرمزبن انوشیروان.
جهانشاه (شاه زنان): داستان ازدواج او در خواب
مولا علی (ع): این با سعادت را نیکو محافظت کن که فرزندی از تو به هم خواهد رسانید که بهترین اهل زمین باشد بعد از تو  این مادر اوصیای ذریه طیبه من است.
بانو فاطمه (س): در خواب به شهربانو که اسلام می آورد می گوید: خدا نمی گذارد که کسی به تو دست بزند تا به فرزند من برسی. خواهرش را محمدبن ابوبکر پسر ابوبکر می گیرد و فرزندشان قاسم بن محمدبن ابوبکر که قاسم جد مادری امام جعفر صادق (ع) می شود.
امام سجاد دو سال با امیرالمؤمین بودند.
کنیه: ابوالحسن، ابو محمد
القابشان: زین العابدین، سید الساجدین، زکی، امین، سجاد
نقش نگین انگشتر: الحمدالله العلی ، امام باقر (ع): العزه الله)
علت اینکه به ایشان زین العابدین می گفتند: روزی اژدها موقع نماز می آید که ایشان اصلاً اهمیت نمی دهند که بعد از نماز می فهمند شیطان بوده و خدا می فرماید: تو زینت عبادت کنندگان هستی.
آداب سجده کردن ایشان: پیشانی و زانوی ایشان همیشه پینه بسته بوده و ایشان همیشه در حال کمک به مردم و روزی 4000 نفر را حمایت می کردند.
در روز عاشورا با اینکه بیمار بودند 25 نفر را هم می کشند.
اما باقر (ع): پدرم هرگز یاد نکرد نعمتی را نعمات خدا مگر آنکه سجده کند برای شکر آن نعمت.
بعد از نماز سجده های طولانی می کردند مهمترین سجده ایشان توفیق کمک و اصلاح دیگران.
یکی از خدمه های ایشان: هیچ روزی طعام برای او حاضر نکردم زیرا ایشان همیشه شب زنده دار بود.
شتری داشتندکه با آن 20 بار حج رفته بود و وقتی می میرد آن را دفن می کنند و یکبار هم به آن تازیانه نزده بودند.
هر کس که بد گویی ایشان را می کرد می گفتند اگر تو راست می گویی خدا من را بیامرزد و اگر دوروغ می گویی خدا تو را بیامرزد.
همیشه موقع نماز رنگ ایشان عوض می شد و چون خیلی در حال سجده بودند ریاضتشون بیشتر بود.
یکی از دعاهای ایشان: بنده تو! مسکین تو! محتاج تو! بر درگهت منتظر رحمت توست و چشم به عطف و احسان تو دارد.
امام سجاد: عجب دارم من از آن کس که پرهیز از طعام می کند به جهت آن که مبادا به او ضرر بزند! چگونه پرهیز از گناه نمی کند که مبادا بدی و جزای بد به او نمایان گردد.
حضرت علی (ع): در عجبم شب چراغ روشن می کنند ببینند چه می خورند ولی چراغ عقل را علم روشن می کند تا سالم بماند از آنچه که به آنها ملحق می شود. از ضرر جهالت و گناهان در اعتقادات و اعمال خود.
به درستی که دنیا بار کرده است، پشت کرده است و می رود. آخرت بار کرده است، رو کرده است و می آید.

امام باقر (ع): پدرم روزی به من فرمود که پسرجان من! با پنج طبقه مصاحبت مکن، سخن مگوی و رفاقت مکن با یشان در راه.
1-    با فاسق یار مشو زیرا ترا به خوراکی یا لقمه ای یا بلکه کمتر می فروشند به آنی. (به لقمه ای یا بلکه کمتر می فروشد که به هضم آن هم نمی رسند).
2-    با بخیل مصاحبت مکن زیرا ترا محروم می کند از مالش در وقتی که نهایت احتیاج به آن را داری.
3-    با کذاب مصاحبت مکن زیرا که او به منزله سراب است دور می کند از تو نزدیک را و نزدیک می کند به تو دور را.
4-    با احمق مصاحبت مکن زیرا که او می خواهد ترا به نفع رساند زیرا از حمق و نادانی ترا ضرر می رساند. (فکر می کنی که به تو سود می رساند در صورتی که نتیجه اش ضرر است).
5-    مصاحبت با قاطع رحم مکن زیرا که من یافتم او را ملعون در سه موضوع از کتاب خدای تعالی: (کسانیکه که قاطع رحم می شوند در قرآن او را ملعون خوانده است).

امام سجاد (ع): اجابت مکن برادر خود را در امری که ضرر آن بر تو بیشتر است از منفعتش برای او.
بیچاره فرزند آدم برای او در هر روزی 3 مصیبت است که به هیچ یک از آنها عبرت نمی گیرد که اگر عبرت گیرد سهل و آسان شود برای او امر دنیا:
1-    کم شدن هر روز از عمر او
2-    استیفای روزی اوست (هر گاه حلال باشد حساب از او کشند و اگر حرام باشد او را عقاب کنند)
3-    از همه مهمتر هیچ روزی را شب نمی کند مگر آنکه به آخرت یک منزل نزدیک شود، لکن نمی داند که به بهشت می رود یا به دوزخ.
معجزات امام سجاد (ع):
حجرالاسود: محمد حنفیه می گوید من واجب ترم که امام شوم، امام سجاد می فرمایند باشد می رویم پیش سنگ حجرالاسود او جواب می دهد که چه کسی امام است، که او جواب امام را می دهد که تو امامی، ولی به او (محمد حنفیه) جواب نمی دهد.
فقیری گریه می کند: که به من کمک کن و ایشان دو نان به او می دهد که وقتی می آید بیرون یکی می دهد به ماهی فروش که او یک ماهی به او می دهد و یکی می دهد به نمک فروش و می آید خانه که از درون شکم ماهی دو مروارید بیرون می آید و ماهی فروش و نمک فروش می آیند و نان ها را پس می آورند و از سفتی آن شکایت می کنند و می گویند نان ها مال خودت. فقیر نان ها را می گیرد و دوباره در می زنند از طرف امام که می گویند آن نان ها را بده که جز اهل بیت کسی نمی تواند آن نان ها را بخورد.
یک روز یک دزدی سر راه امام را می گیرد و می گوید که می خواهم پولهایت را بگیرم و بعد بکشمت. امام     می-گویند چرا این کار رابکنی بیا این پول ها را نصف کنیم و نصفش مال تو اما دزد قبول نمی کند که امام هم دستور می دهند دو تا شیر می آیند و دزد را می خورند.
شهادت: 12 محرم و یا 18 یا 25، سال 95 و یا 94 در 57 سالگی شهید شدند.
35 سال بعد از امام حسین بودند که ولید و یا حشام که خیلی زشت رو و زشت خو بوده ایشان را شهید می کنند.
اسماء ایشان:
صحیفه آسمانی: رفاط یا فاشع، تورات: عراد، انجیل: عابد، زند: خشنود زاده، هندوان: جراکه، یونانیان: امین مصحف هرمس: اتقن یا صلح.
القاب دیگر ایشان: مصحف اهل بیت، آدم بنی حسین، رئیس البکائین، ابن الخیرتین (اوج نجابت عرب و عجم)
تعداد فرزند: 11 یا 15
امام باقر(ع)، حسن، عبدالله، عمر، زید، حسین، علی، عبدالرحمان، سلیمان، حسین اصغر، خدیجه، فاطمه، ام کلثوم،
امام زاده قاضی صابر در ونک از فرزندان ایشان بوده)
امام باقر(ع) از دختر امام حسن بوده، عبدالله، حسین، عمر از یک مادر
شیعیان زیدیه معتقدند که بعد از امام حسین زید امام است، ولی ایشان خودشان قبول نداشتند. زید کسی است که وقتی با امویان قیام انجام می دهد، 40 هزار نفر با ایشان بیعت می کنند ولی در زمان جنگ پشت پا می زنند، که در جنگ یک تیر به پیشانی اش می خورد که وقتی در می آورند شهید می شوند و جسدشان را در داخل نهر دفن می کنند و یک نفر جاسوس به دشمنان خبر می دهد و می آیند جسدشون را درمی آورند و سرش را از بدن جدا می کنند 50 ماه جسد ایشان را می گذارند بالای دار در میدان شهر که از طرف خدا دور عورت ایشان عنکبوت  می بندد و کسی نمی تواند آن را ببیند. مادرشان بانو حورا بود. کنیزی که مختار به امام داده بود که عمر و زید از ایشان بوده. و زمان امام صادق (ع) خبر شهادتش می رسد و ایشان 4 فرزند داشتند: یحیی، حسین، عیسی و محمد.
یحیی بن زیدبن سجاد مانند پدرش قیام می کند و مادرش ربطه بود و توسط امام صادق (ع) خبردار می شود که  توسط متوکل بن هارون بلخی مانند پدرت به دار می شود.
 ایشان هم می گویند: حالا که دارم شهید میشوم صحیفه ای در دست دارم باید به دست امام صادق (ع) برسد.  صحیفه 75 باب بوده که 11 تای آن یادش می رود. و از طریق متوکل آشکار می شود. زمان شهادت 18 سالش بوده و ابو مسلم خراسانی انتقامش را گرفت. در سالی که ابو مسلم مسئول رسیدگی به امور بدو هر پسری که به دنیا می آمد اسمش را می گذاشتند.
امام باقر (ع): در جهنم منزلی است که کسی را مستحق نمی شود مگر قاتل حسین علی و یحیی بن زکریا.
اسم دیگر زید (ستون مسجد) بوده.
یک روز بین دو خاندان (فرزندان زید و فرزندان امام سجاد) و نوادگان زید بحث پیش می آید: که بین شما و پسرعموهاتون کدامیک دانشمندترید، ماهمه از علم بهره مندیم منتهی عمو و پسر عمو ما از آنچه ما خبر داریم خبر دارند، ولی ما از هر چه آنها خبر دارند، خبر نداریم.