هوالله ربی



11تولد : ذیعقده سال 148 در مدینه و بعضی روایات هم منقول است در 11 ذیحجه سال 153 بعد از وفات امام صادق (ع).
 امام رضا (ع) فرمودند: مکرراً از پدرم ( امام کاظم (ع) ) شنیدم عالم آل محمد (ص) در صلب توست. ایمکاش من او را درک می کردم پس به درستی که او هم نام امیرالمؤمنین علی (ع) است.
مادرشون بانو ام ولد تکتم، نجمه، اروی، سمانه، ام البنین، بانو خیزران، صفرو شهد اسم هایی که به مادر امام رضا می گفتند. امام موسی (ع): وقتی که تکتم را خریدیم به جماعتی از اصحابش فرمودند به خدا سوگند، من نخریدم این جاریه را مگر در وحی خدا، ای موسی هر آینه خواهد شد برای تو از این جاریه بهترین اهل زمین بعد از تو امرکردند مرا (جدم و پدرم).
او را علی نام گذار. ظاهر می کند خداوند به او عدل و رفعت و رحمت را.
نام ایشان علی، کنیه ابوالحسن و مشهورترین آنها رضا، صابر، فاضل، رضی، وفی، قرت العین المؤمنین، غلیظ الملحدین از امام محمد تقی پرسیدند: گروهی گمان می برند لقب رضا را مأمون هنگام ولیعهدی اش داد. امام فرمود: به خدا سوگند که دروغ می گویند، بلکه حق تعالی او را به رضا نام نهاد برای آنکه مخالفان و دشمنان او را پسندیدند و از او راضی بودند.
(معلم قرآن حربن یزید ریاحی به ایشان پیشنهاد کرد که تمامی انتخابات آن چیزی که هیچ سودی برای شما ندارد انتخاب کنید که او هم در روز عاشورا آن را بکار برد).
نقش انگشتری: ماشاء الله لاقوه الا بالله، حسبی الله – مهمترین چیزی که نقطه قوت ایشان کثرت عملشان بود. شیخ طبرسی یکی از یاران امام: ندیدم عالمتر از علی بن موسی الرضا (ع) و ندید او را عالمی مگر آنکه شهادت داد به مثل آنچه که من شهادت دادم.
آن حضرت کلام کسی را قطع نکرد، حاجت کسی را رد نکرد، تا جایی که مقدور او بود برآورده می ساخت. ایشان در حضور کسی پا دراز نکرد. در مجلس تکیه نمی کرد به غلامان و کنیزان بد نمی گفت. آب دهان هیچوقت نیانداخت. در خنده قهقه نمی زد، خنده ایشان تبسم بود، همه زیر دستان خود را به سر سفره می طلبید. و با هر کس غذامی خورد. روزه بسیار می گرفت و شبها کم می خوابید. احسان بسیار می کرد، صدقه بسیار می داد و بهترین جای غذا را به مسکینان می داد.
امام رضا (ع): در بنی اسرائیل عابد، عابد نمی گشت تا اینکه ده سال سکوت کند.
توسل به امام رضا (ع): بدان که توسل جستن به امام رضا (ع) برای سلامتی از بر و بحر خلاصی از اندوه و غم و غربت نافع است. در کلام حضرت امام صادق (ع) از آن حضرت به دادرس و فریادرس امت تعبیر شده.
یکی از اصحاب امام رضا موسی بن صیاد تعریف می کنند که: در نزدیکی طوس به جنازه ای می رسند و امام می آیند سر آن جنازه را در بغل می گیرند و برایش دعا می کنند و ایشان را بشارت به بهشت می دهند. موسی بن صیاد تعجب می کند از این کار امام رضا و سؤال می کند مگر ایشان را می شناسید و ایشان می فرمایند: که ای موسی آیا ندانستی که بر ما گروه ائمه عرضه می شود اعمال شیعیان ما در هر صبح و شام. پس اگر تقصیری در اعمال ایشان دیدیم از خدا می خواهیم که عفو کند از او، اگرکار خوب دیدیم از خدا مسئلت می نماییم شکر یعنی پاداش برای او (هر کسی که به ولایت امام رضا (ع) معقتد باشد یعنی شیعه 12 امامی است). شیعه = مشایعت کننده = رهرو.
در عبادات آن حضرت: از شیخ صدوق نقل شده که جابرن ابی ضحاک (ملازم حضرت که از مدینه تا مرو) روایت کرده که وقتی مأمون از ایشان می  پرسه که حضرت امام رضا را چطور دیدی؟ ایشان می گوید: به خدا سوگند ندیدم مردی را مثل ان حضرت در تقوی و کثرت ذکر خدا در جمیع اوقات خود و شدت خوف از حق تعالی.
از امام رضا روایت است: نمازهای مقصوره (شکسته ها: ظهر و عصر و عشا) بعد از اینها 30 مرتبه تسبیحات اربعه می-گفتند و می فرمودند این به جهت تمامی نماز است.


اما از آداب قرآن خواندن ایشان:
ایشان سه روزه قرآن را ختم می کردند، می فرمایند من زودتر هم می توانم تمام کنم از آنجا که در هر آیه تفکر می کنم که ببینم معنی و مفهوم و سبب نزول آن چه بوده. هر گاه به آیه ای که در آن ذکر بهشت و یا آتش جهنم شده بود می رسید گریه می کرد و از حق تعالی درخواست بهشت میکرد پناه می جست به خدا از آتش در جمیع نمازهای شبانه روزی خود. بسم الله الرحمن الرحیم را بلند می گفتند. وقتی قل هوالله را تلاوت می کرد، آهسته بعد از این آیه می گفتند. (الله احد) بعد از اینکه از آن سوره فارغ می شد، سه مرتبه می گفتند کذالک الله ربی، وقتی سوره قل یا ایها الکافرون را قرائت می کردند آهسته  می گفتند یا ایهاالکافرون، هر وقتی از آن سوره فارغ می شدند سه مرتبه می گفتند ربی الله و دینی اسلامی، وقتی سوره طین و زیتون را تلاوت می کردند، بعد از فراغ می گفتنند: سبحانک اللهم بلی. در وقت خواندن سوره جمعه بعد از قل ما عندالله خیرٌ من الله و من التجاره. (نزد خداوند چه چیزی بهتر است خدا یا تجارت). می فرمودند: للذین اتقوا والله خیر الرازقین وقتی از سوره فاتحه فارغ می شدند، می گفتند: الحمدالله رب العالمین.
امام رضا (ع)، سلطان الجن و الانس. در تورات: منیر، انجیل: راضی، سفینا: بلند مرتبه، زند: کبازند، براهمه: خوشنود، انکلیون: برگزیده، یونانیان (بطرالیس): شیعا امام، تومر: فروق، کندوال: تبیریک، صحیفه آسمانی: الراضی بالله.
رنگ ایشان گندمگون، قامتشون متعادل، شاعر ایشان دعبل خزاعی بود، خادم ایشان ابوالصلت هروی (اباصلت).
فرزندان ایشان: 5 پسر داشتند: محمدتقی (ع)، حسن، حسین، جعفر، ابراهیم، و یک دختر به نام عایشه.
در جمعه 21 رمضان 203 در سن 55 سالگی شهید شدند و 24 سال امامت کردند.
سناباد طوس: سلطان محمد خدابنده (پسر هولاکوخان مغول) اولین پادشاه شیعه از خانواده ترکان چنگیزی است که در ایران و توران اجرای خطبه ای  به نام شیعه اثنی عشری را دستور دارد و در رشد مشهد کمک کرد و بانو گوهر شاد همسرشون بود.
حديث سلسلة الذهب:
سلسلة الذهب به حديثي گفته مي‌شود که معصوم به اسناد از پدرانش نقل کند. ولي به طور خاص حديث سلسلة الذهب، حديثي است که از امام رضا به هنگام ورودش به نيشابور نقل شده و عده کثيري آن را نوشته‌اند. سلسلة الذهب به معني زنجير طلا است.
امام رضا عليه السلام اين چنين آغاز کرد: پدرم، موسي بن جعفر الکاظم، براي من روايت کرد از قول پدرش، جعفر بن محمد الصادق، از قول پدرش، محمد بن الباقر، از قول پدرش، علي بن الحسين زين العابدين، از قول پدرش، حسين بن علي که در سرزمين کربلا شهيد شد، از قول پدرش، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب که در کوفه شهيد شد، از قول برادر و پسر عمويش، محمد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم، از قول جبرئيل، که خداوند فرمود:
"کلمه لا اله الا الله حصني فمن قالها دخل حصني و من دخل حصنی امن من عذابي"
کلمه توحيد (لا اله الا الله) دژ و حصار محکم من است. هر کس آن را بگويد، داخل حصار من شده و هر کس داخل قلعه و حصار من شود، از عذاب من در امان است.
و سپس فرمودند: "بشروطها و انا من شروطها".
 اما در صورتي که به شرط‌هاي آن عمل شود، و من يکي از آن شرط‌ ها هستم.
بنابر اين فرمايش امام توحيد در صورتي مقبول درگاه خداوند است که همراه با پذيرش ولايت اهل بيت باشد.