یا کاشف الکرب

یا کاشف الکرب

به نام او که به نامش فرمان ها روان، حال ها بر نظام است و چه بسا قفل ها که به این نام از دل ها برداشته شده، چه بسیار محبت ها که به این نام در سینه ها نگاشته شده، چه بسا بیگانگان که به آن آشنا شده، چه بسا غافلان که به او هشیار گشته، چه بسا مشتاقان که به این نام دوست را یافته، این نام هم یاد است هم یادگار به نازش امید دار تا وقت دیدار...

من همیشه ارادت ویژه ای به آقا حضرت اباالفضل داشتم اما از وقتی که به هیئت ایشان پا گذاشتم، بودنشان و حمایتشان را پر رنگ تر و واضح تر حس کردم.


از جمله کرامت هایی که از این حضرت دیدم زمانی بود که در وضعیت بدی قرار داشتم و از یک رابطه ی پوچ رنج می بردم. در چهارشنبه شب از ایشان خواستم که تکلیف مرا در این مرحله از زندگیم با این رابطه ی پیچیده ی به وجود آمده روشن کنند و کمکم کنند روز شنبه یعنی سه روز بعد از خواسته ام از ایشان در هیئت، همه چیز به طوری انجام شد که خودم هم باورم نمیشد و به یکباره من از آن رابطه ای که رنجم می داد خلاصی پیدا کردم به نحوی که اصلا فکرش را هم نمی کردم و از فردای آن روز کاملا حالم خوب شد و مشکلم به لطف حضرت ساقی و پروردگارش برطرف شد.

مرا از بچگی احساس دادند          مرا عادت به بوی یاس دادند

کلید قفل هایم را از اول             به دست حضرت عباس دادند

ن. مسگرزاده



تعداد بازدیدکنندگان:1311
تاریخ بارگذاری:1392/8/13

کلمات کلیدی

4