ساقی- یل همیشه زنده

بسم الله الرحمن الرحیم
ساقی-  یل همیشه زنده

کی رفته ای از دل که تمنا کنم تورا
کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
بالای خود در آینه چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه كاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را

تقریبا 4 سالی میشد که در رابطه با فردی که مناسب خودم نبود مونده بودم(ازم خواستگاری کرد اما گفت باید صبر کنیم).

اوایل دوستش داشتم اما کم کم فهمیدم نه اعتقاد و باوری داره و نه اراده ای هر چند درظاهر انسان باشخصیتی بود. دنبال یه نشونه یا بهونه ای می گشتم که تمام مدتی که  احساسم ، عمرم و قولم رو خرجش کرده بودم  رها کنم و خودمو آزاد کنم. درست از موقعی که اون شخص شروع کرد به گفتن چرندیاتی که زاییده مغز بیمارش بود آروم آروم مشکلات من هم شروع شد. هر وقت حرف از مذهب و خصوصا ائمه میشد دچار حملات منفی ذهنی می شدم این موضوع خیلی آزارم میداد دچار شکنجه روحی بودم و نمی تونستم با کسی حرف بزنم چون مطمئن بودم کسی نمی تونه کمکم کنه تا اینکه در یک ماه رمضان شب قدر بود که در خونه تک و تنها نشسته بودم. با خدا راز و نیاز کردم از حضرت علی کمک خواستم تا راه حلی بهم نشون بدن 2-3 ماه از اون شب گذشت. تصمیم گرفته بودم برای ادامه تحصیل به دانشگاه برم. درعرض یک روز بروشورهای تبلیغاتی زیادی از مراکز و مؤسسات دانش پذیری به دستم رسید. از بین تمام اونها یکی رو انتخاب کردم و برای ثبت نام رفتم و اینطوری شد که خداوند کمکشو برام فرستاد، این کمک از طریق شخصی که استاد یکی از درسهام بود برای من اتفاق افتاد ...
وقتی برای اولین بار ایشون رو دیدم انگار که مدتها بود می شناختمشون و در جلسات بعدی و از روی شناخت و آرامشی که هربار بعد از درسشون پیدا می کردم فهمیدم که می تونم بهشون اعتماد کنم و مشکلمو باهاشون در میون بزارم و بالاخره این کارو کردم و  ازشون راهنمایی گرفتم و به لطف خداوند و کمک ایشون در دانشگاه قبول شدم و مسائلم حل شد. از طریق ایشون و توصیفاتی که از ذکر کاشف الکرب می شنیدم شیفته رفتن به هیات و گفتن ذکر شدم و بعد از مدتی که خودم در منزل ذکرو می خوندم توفیق پیدا کردم که در خود هیات این ذکر شریف رو بگم و از اون موقع به بعد بود که دیگه اون عباسیه و ذکرش شدن پناهگاه تمام اوقات خوب و سخت و ناراحتی ها و مسائلم و جایگاه حرفهایی که فقط به آقام اباالفضل میشه گفت. همیشه وجود خودمو مدیون محبتی می دونم که در قلبم نسبت به کاشف الکرب الحسین داشته و دارم و امیدوارم که این ارادت همیشه از این هم بیشتر و بیشتر بشه. شنیدن اسمشون قلبمو می لرزونه. حضورشون همیشه قابل حس و درک کردنه. نظر لطفشون ، دست مهربونشون ، آب شفا بخش و زندگی دهنده مشکشون، مبارزشون و حتی صدای پای اسبشون . امکان نداره خدمتشون سلامی و ارادتی عرض بشه و بی جواب بمونه.

چند وقت قبل مادرم بیماری بسیار سختی گرفت و بعد از حدود دو سال الحمدلله با شفاعت آقا اباالفضل سلامتیشو بدست آورد. عموم هم مدتی پیش دچار سکته مغزی شده بود من فقط همون موقع در ذکر کاشف الکرب دعاش کردم و شفاشو خواستم این ذکرو به خانواده اش هم دادم تا بخونن و خدا رو شکر بدون ضایعه و آسیب جدی در مغز یا بدنش (امکان فلج شدن داشت) خوب شد و در حال حاضر به زندگی خودش ادامه میده .

چه هراس اینکه حرفی به تو گفت دل به مستی
که سخن ز عشق هرجاست تو در آن میانه هستی
که دهد شهادت این را بجز از خدا اباالفضل
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 

زهرا


تعداد بازدیدکنندگان:1777
تاریخ بارگذاری:1392/8/14

کلمات کلیدی

8