گفتگوی حضرت زینب با سر امام حسین (ع)

گفتگوی حضرت زینب با سر امام حسین علیه السلام


چرا از همرهان دور ای برادر جان کجا رفتی/
در این وادی پر آشوب نزد اشقیاء رفتی
بود جسم تو در میدان به خون آغشته و عریان/
جدا گشتی تو از خواهر سر نی در هوا رفتی

بود ریشت خضاب از خون و آغشته به خاکستر/
به سوی مطبخ خولی به مهمانی چرا رفتی
تو روزی ای برادر زینت بیت علی بودی/
چرا در این بیابان سربریده از قفا رفتی
 به مهمانی چرا در خانه بیگانگان و خائنان رفتی/
نگفتی با عزیزانت چرااز ما جدا رفتی
برادر دوش پیغمبر عزیز مرتضی بودی/
غریب و تشنه جان دادی و سر از تن جدا رفتی
شنیدم صوت قرآن تو را و من شدم خاموش/
زدم سر را به محمل ای برادر جان کجا رفتی
گمانم بعد از این راس تو در طشت طلا باشد/
بخوان قرآن برادر چونکه در شام بلا رفتی
نظر کن سوی طفلانت خرابه منزل آنها/
رقیه هر زمان گوید ای بابا کجا رفتی
نصیب تو شهادت بود با یاران و فرزندان/
اسیری شد نصیب ما تو با سرها کجا رفتی

بازگشت به محرم نامه


تعداد بازدیدکنندگان:4115
تاریخ بارگذاری:1392/8/24

کلمات کلیدی

4