روایاتی از امام رضا علیه السلام

روایاتی از امام رضا علیه السلام


هرکس به فقیر مسلمان، طوری سلام کند که با سلامش به ثروتمندان متفاوت باشد، خداوند را در حالی ملاقات کند، که بر او خشمگین باشد.
دوستی و مودت با مردم، نیمی از خرد است.
یاری به ناتوان، از بهترین صدقه هاست.


السلام عليک يا ابوالفضل العباس يا کاشف الکرب

ایمان چهار رکن دارد: توکّل بر خدا، رضا به قضای خدا، تسلیم به امر خدا، واگذاری کار به خدا.
دوست هرکس عقل او، و دشمن او جهل و نادانی اوست.
بخیل را آسایشی نیست و حسود را خوشی و لذّتی نیست و پادشاهان را وفایی نیست و دروغ گو را مروّت و مردانگی نیست.
هرکس به روزی کم، از خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او، راضی است.
صله رحم به جا آور، گرچه با جرعه آبی باشد و بهترین صله رحم خودداری از آزار است.
فروغ فروزان
یازدهم ذی قعده سالروز طلوع هشتمین فروغ فروزان امامت، حضرت امام رضا علیه السلام ، بر همه شیفتگان و پیروان اهل بیت علیهم السلام مبارک باد. تولّد او، گل امید را در دل ها شکوفاند و جان دلباختگان را از نور عشق و ایمان سرشار کرد.
نورانیت آفتاب
ای نورانیّت آفتاب، ای سبزتر از بهار، وقتی آمدی ستارگان، به تو سلام کردند، طبیعت، جان تازه یافت و باران، ترنّم بیدار را در گوش انسان ها سرود و خورشیدِ وجودت به جهان روشنی بخشید. ای هشتمین پیشوا، میلاد مبارکت بر تمامی حق خواهان خجسته باد.
جاودانگی عشق
ای که از کرانه های نور می آیی، آمدنت به زندگی معنا بخشید، و اندیشه ها را نورافشانی کرد. آمدنت موهبتی بود که پنجره ای به سوی آسمان گشود و عالم را از اسرار معنوی لبریز ساخت و عشق را جاودانه کرد.
تفسیر آیه های قرآن
آیه های قرآن در وجود تو تفسیر می شود و رسالت پیامبران در کلام تو خلاصه می گردد و دین در سیمای تو مصداق می یابد. نام تو نگینی است که بر عرش خدا می درخشد. نگاه تو آیینه ای است که ساحل نجات را می نمایاند.
مقتدای صالحان
ای امام حق طلبان، ای پناه خسته دلان و ای مقتدای صالحان و رستگاران، شهادت می دهم که تو آمدی تا مردم را، از افتادن در گرداب های فتنه و فریب باز داری و حقیقت را، که در میان غبارهای تیره دروغ و تحریف پنهان مانده بود، آشکار سازی. درود خدا بر تو باد.
ولادت
هشتمین پیشوای شیعیان، حضرت امام رضا علیه السلام ، روز یازدهم ذی قعده سال 148 ق در مدینه چشم به جهان گشود. نام آن حضرت «علی» لقبش «رضا» و کنیه اش «ابوالحسن» است. پدر بزرگوارش امام موسی کاظم علیه السلام و مادرش بانوی پرهیزکار «نجمه» بود که او را «ام البنین» خطاب می کردند. حضرت امام رضا علیه السلام پس از شهادت پدرش، در سنّ سی وپنج سالگی به امامت رسید و رهبری امّت اسلامی را به عهده گرفت. آن حضرت بعد از تحمّل سختی بسیار، در سنّ 55 سالگی، توسط مأمون، خلیفه عباسی، مسموم و مظلومانه به شهادت رسید. بارگاه ملکوتی اش در مشهد مقدّس پناهگاه خسته دلان و زیارتگاه شیفتگان اوست.
عبادت امام علیه السلام
حضرت امام رضا علیه السلام عابدترین و پارساترین انسانِ زمان خود بود که با برخورداری از عناصر کمال و صفات کریمه، انسانیت واقعی را معنا می بخشید. رجاءبن ابی ضحاک می گوید: «به خدا قسم هرگز کسی را با تقواتر و به ذکر خدا گویاتر و از ترس خدا بیمناک تر از امام رضا علیه السلام ندیدم.» از همین شخص روایت شده که «امام رضا علیه السلام در بستر خود بسیار قرآن می خواند و چون به آیه های بهشت و جهنم می رسید، می گریست و بهشت را از درگاه خدا طلب می کرد و از آتش دوزخ به خدا پناه می برد.»
زهد امام علیه السلام
از نظر امام رضا علیه السلام زهد دوری جستن و کناره گیری کردن مطلق از لذّات مادّی نیست؛ بلکه زهد آن است که میل و دلبستگی به دنیا سبب غفلت و نافرمانی شخص از خداوند نشود و انسان را از مسیر حق و حقیقت منحرف نسازد. بنابراین بهره مندی صحیح از نعمت های حلال خدا هیچ منافاتی با زهد ندارد. ابن عباد، سلوک زاهدانه حضرت امام رضا علیه السلام را چنین بیان می کند «امام علیه السلام در تابستان به روی حصیر و در زمستان بر روی پلاس می نشست و جامه خشن می پوشید و هنگامی که درمیان مردم ظاهر می شد، خود را می آراست.»
دانش و فضیلت امام علیه السلام
دانش الهی یکی از موهبت های خداوند است که به امامان معصوم علیه السلام داده شده است تا تشنگان معرفت را از سرچشمه جوشان دانش خویش بهره مند سازند. از اباصلت هروی نقل شده است که: «من از علی بن موسی الرّضا علیه السلام دانشمندتر و عالم تر ندیده ام و هیچ عالمی او را دیدار نکرد، مگر این که همین را مانند من گواهی داد». مأمون خلیفه عباسی درباره ایشان گفته است: «من کسی را در روی زمین دانشمندتر از این مرد نمی شناسم». مناظرات، مباحثات و تعلیمات آن حضرت در علوم گوناگون بر غنای اندیشه های اسلامی افزوده و آن را پربار ساخته است.
امام علیه السلام و ویژگی های اخلاقی
از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده که گفته است: «من هرگز ندیدم ابی الحسن الرّضا علیه السلام در کلام با کسی درشتی کند. ندیدم سخن کسی را قطع کند. هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادن آن بود، ردّ نفرمود. هرگز پاهایش را پیش هم نشین خود دراز نکرد. هرگز در برابر هم نشینان، تکیه نمی داد و هرگز او را ندیدم که قهقه بزند؛ بلکه خنده اش تبسم بود».
امام علیه السلام و برابری انسان ه
حضرت امام رضا علیه السلام همواره با گفتار و رفتار خود به مردم نشان می داد که همه انسان ها در شرافت و کرامت با هم برابر و مساوی اند. تنها معیاری که مایه امتیاز و بلندمرتبگی انسان می شود، تقوا و عمل شایسته و فرمان برداری از خداوند است. مردی به امام می گوید: به خدا سوگند، در روی زمین از حیث نسب کسی از شما برتر نیست. امام در جواب می فرماید: «تقوا به آنان برتری داد و اطاعت از خدا، آنان را به آن درجه و مقام رسانید.»
در جایی دیگر امام علیه السلام به سیاه پوستی اشاره می کند و می فرماید: «...اگر کسی گمان کند من بهتر از این هستم، درست نیست؛ مگر این که عمل شایسته داشته باشم.»
فروتنی و خوش رفتاری با مردم
فروتنی و خوش رفتاری امام رضا علیه السلام زبان زد خاص و عام بود. امام علیه السلام به همه مردم احترام می گذاشت و از تحقیر و توهین و پست شمردن آنان جلوگیری می کرد. او به مسلمان ها می آموخت که بلندمرتبگی در این نیست که دیگران را خوار و حقیر بشمارند و دشمنی ها را عمیق تر سازند بلکه قدر و منزلت انسان در این است که آبروی اشخاص را حفظ کنند و از عملی که به احساس حقارت و لطمه خوردن شخصیت آنان منجر شود، بپرهیزند، هرچند که از غلامان، بردگان و طبقات نیازمند و فرودست باشند».
بخشش و احسان
امام رضا علیه السلام همواره بینوایان و نیازمندان را دستگیری می فرمود و به آنان کمک می کرد. آن حضرت بسیار بخشنده و گشاده دست بود. هرگاه چیزی می بخشید، تلاش می کرد عزّت و آبروی نیازمندان را نگه دارد و درجواب سلیمان که پرسیده بود، چرا هنگام بخشش صورتش را پنهان داشت، فرمود: «نخواستم ذلّت خواهش را در چهره او ببینم». «در روز عرفه امام علیه السلام همه اموال خود را انفاق فرمود فضل بن سهل به ایشان عرض کرد: این کاری زیان آور بود.... امام علیه السلام فرمود: «چیزی را که با آن پاداش و بخشش خداوند را می خری، زیان به شمار میاور».
موضع گیری در برابر انحرافات
امام رضا علیه السلام هرگز در برابر خطاها و انحرافات اعتقادی و اخلاقی مدارا و گذشت از خود نشان نمی داد و رابطه خویشاوندی و نسبی نیز آن حضرت را از نهی از منکر باز نمی داشت و اجازه نمی داد کسی از این رابطه، سوء استفاده کند. امام علیه السلام در سرزنش زید، برادرش، می فرماید: «تو تا وقتی برادر منی که فرمان بردار خدا باشی».
حیات سیاسی امام علیه السلام
دوره بیست ساله امامت حضرت رضا علیه السلام ـ که مقارن با خلافت و زمامداری هارون الرشید و پسرانش امین و مأمون بود ـ با حوادث دردآور و ستمگری ها و کینه ورزی های دستگاه خلافت نسبت به شیعیان و علویان، همراه بود. در دوران حکومت هارون رشید، امام رضا علیه السلام حتی لحظه ای از آسیب و انتقام جویی عمال و سرسپردگان حکومت که از هرسو هارون را برای کشتن امام علیه السلام تحریک می کردند، در امان نماند. حضرت در دوره خلافت مأمون مجبور به عزیمت به خراسان شد و ولایت عهدی بر او تحمیل شد. امام علیه السلام از دسیسه ها و فریبکاری های مأمون بسیار ناراحت و غمناک می شد و تحمّل آن وضع برایش سخت و طاقت فرسا بود.
تحمیل ولایت عهدی
مأمون که بعد از کشتن برادرش امین در موقعیت دشوار و خطرناک سیاسی قرار گرفته بود، برای تحکیم پایه های متزلزل حکومت و مشروعیت بخشیدن به خلافت خود، در اقدامی ماهرانه و مرموز، امام رضا علیه السلام را به «مَرو» فرا می خواند و خلافت را به او پیشنهاد می کند، امام که به مقاصد و نقشه های سیاسی مأمون به خوبی آگاه بود، از پذیرش آن امتناع ورزید. سپس موضوع ولایت عهدی را پیش کشید، ولی وقتی با امتناع امام علیه السلام مواجه گردید، با تهدید به قتل، ولایت عهدی را بر امام علیه السلام تحمیل کرد.
موضع منفی امام علیه السلام
امام رضا علیه السلام با تهدید مأمون مجبور شد که ولایت عهدی را بپذیرد. امّا برای نشان دادن نارضایتی خود از دستگاه خلافت، شرط کرد که کسی را برکنار نکنم و به کاری نگارم و از دخالت در امور حکومت برکنار مانم، و تنها مورد مشورت باشم. حضرت امام علیه السلام با این اقدام موضع منفی خود را در برابر حکومت اعلام کرد و در صلاحیت و مشروعیت خلافت خدشه وارد فرمود.
مناظرت علمی امام علیه السلام
مأمون، خلیفه عباسی، بارها مجلسی ترتیب می داد و از علما، رهبران و دانشمندان فرقه ها، مذاهب و ادیان مختلف برای مناظره با امام رضا علیه السلام دعوت می کرد. مأمون با این عمل از یک طرف مقام علمی امام علیه السلام را می آزمود و از جانب دیگر آرزو داشت که اربابان مذاهب با توانمندی و مهارتی که در مغالطه و جدل داشتند، امام رضا علیه السلام را مغلوب کنند. امّا امام علیه السلام بدون توجّه به نیّات مأمون در مناظرات شرکت می کرد و فضیلت و دانایی خود را در علوم گوناگون بر همگان آشکار می ساخت؛ به طوری که هیچ مناظره و مباحثه علمی برپا نشد، مگر این که علما و دانشمندان به دانش برتر او اعتراف کردند.
نماز عید
روز عید فرا می رسد. مأمون از امام رضا علیه السلام درخواست می کند که نماز عید را با مردم به جا آورد. امام رضا علیه السلام شرط ولایت عهدی را به مأمون گوش زد می کند، و می فرماید: مرا از نمازگزاردن با مردم معاف دار. مأمون اصرار می ورزد. امام علیه السلام می فرماید: «من به شیوه ای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام رفتار خواهم کرد». مأمون می پذیرد.
امام عمامه سفید به سر بست و بوی خوش استفاده کرد و عصا به دست گرفت و با پای برهنه حرکت فرمود. چون به در خانه رسید، با صدای بلند تکبیر گفت و انبوه جمعیت با امام علیه السلام هم صدا شدند. در و دیوار شهر مرو از غریو تکبیر و گریه و فریاد، به لرزه درآمد. مأمون از اوضاع موجود بیمناک شد و پیغام فرستاد که امام به خانه باز گردد، و بدینسان مراسم به انجام نرسید.
حدیث سلسلة الذهب
امام رضا علیه السلام وقتی وارد نیشابور شد، مورد استقبال بی نظیر نیشابور قرار گرفت. وقتی کاروان به وسط شهر رسید، دو تن از حافظان احادیث نبوی به نام های ابوزرعه رازی و محمّد بن اسلم طوسی به همراه گروه بی شماری از علما و طالبان علم و اهل حدیث، از امام علیه السلام خواستند رخسار مبارک خود را به آنان نشان بدهد و از زبان خود به آنها حدیث بگوید. امام علی بن موسی الرضا علیه السلام ضمن جملاتی فرمود: «خداوند سبحان فرموده است: کلمه لا اله الّا اللّه حصار من است، هرکس آن را بگوید به این حصار در می آید و هرکس در این دژ درآید، از عذاب من ایمن باشد.» و بعد از چند قدم حرکت با آواز بلند فرمود: «این شروطی دارد و من از جمله شروط آنم».
کتابهای منسوب به امام رضا علیه السلام
برخی از متأخران علاوه بر احادیث و اخباری که از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام روایت کرده اند، کتاب هایی نیز به آن امام علیه السلام نسبت داده اند، که شایان دقّت و بررسی است؛ از آن جمله می توان از کتاب الفقه الرّضوی، رساله ذهبیّه در طب و علل الشرایع نام برد که حاوی نظریات و افکاری است که امام علیه السلام به صورت های گوناگون برای مردم بیان فرموده است.
مدح امام علیه السلام در شعر شاعران
شاعران بسیاری در ستایش حضرت رضا علیه السلام شعر سروده اند. از جمله آن شاعران «ابو نواس» است که در قرن دوّم هجری از شهرت فراوانی برخوردار بود. روزی حضرت امام رضا علیه السلام را دید و از او اجازه خواست تا اشعارش را بخواند. آن حضرت اجازه فرمود و او این شعر را خواند: «پاکیزگان و پاک دامنانی هستند که هرجا نام آنان برده شود، باران درود بر آنان فرستاده می شود. آن کس که نسبش به علی علیه السلام نمی رسد، در این دنیا افتخار و مباهاتی ندارد. خداوند هنگامی که خلایق را آفرید شما پاکان را از میان بشر برگزید. شما برترین آفریدگانی هستید که علم قرآن و محتوای سوره های آن، نزد شماست.»

 

السلام عليک يا ابوالفضل العباس يا کاشف الکرب

تعداد بازدیدکنندگان:524
تاریخ بارگذاری:1393/6/16

کلمات کلیدی

1


نظرات شما
زینب

هرکس به فقیر مسلمان، طوری سلام کند که با سلامش به ثروتمندان متفاوت باشد، خداوند را در حالی ملاقات کند، که بر او خشمگین باشد.